رویکرد انحصارگرایانه یهودیان ریشه در عهد و میثاقى دارد که خدا با ~ابراهیم~ و سرانجام با این قوم بست. عهد قراردادى است که دو طرف با کمال آزادى آن را منعقد مى کنند. طبق تعالیم تورات، خداوند ابتدا با نوح (پیدایش، 9:11) و بعد ابراهیم عهد بست (همان، 17:9) که فرزندان و دودمان او را وارث ارض کنعان سازد. سپس، اسحاق و یعقوب مشمول این عهد قرار گرفتند (همان، 17:19) و در پایان، این عهد در کوه سینا با تمام جماعت ~بنى اسرائیل~ تجدید شد و خداوند پس از خروج این جماعت از مصر، آنان را قوم برگزیده خود قرار داد. در این که عهد خدا با ابراهیم یک سویه بوده است، تردیدى نیست، ولى آیا عهد او با بنى اسرائیل نیز به همین منوال بوده است؟ اگر در تورات نیک بنگریم درخواهیم یافت که عهد خدا با این جماعت دوطرفه بوده است (تثنیه، 8:19ـ20)؛ یعنى آنان تنها درصورتى که در مقابل فرمان هاى الاهى سرتسلیم فرود آورند برگزیده شوند. این در حالى است که تورات و شواهد تاریخى همه حکایت از آن دارند که بنى اسرائیل به عهد خود وفـا نکردند و امتیاز برگزیدگـى را از کف دادند (همان، 9). یهودیان با این استدلال که بین آنها و خدا ارتباط و علقه اى است که با گناه از بین نمى رود، همچنان خود را قوم برگزیده خدا مى دانند؛ درست همان گونه که مرد به دلیل ناشزه بودن همسرش نمى تواند از او اعراض کند، زیرا مادر فرزندانش است. برخى از اندیشمندان یهودى گمان مى کنند عهدى که بین خدا و قوم یهود بسته شده، فقط براى خدا الزام آور است و نه آنان؛ لذا معتقدند حتى اگر قوم بنى اسرائیل به مفاد عهد خود با خدا پایبند نباشند، عهد خدا در مورد آنان پابرجاست. براى هر عهد و میثاقى علامتى وضع شده است. علامت عهد با نوح قوس قزح بود. علامت میثاق با ابراهیم، ختنه کردن و علامت عهد با جماعت بنى اسرائیل در کوه سینا، روز شنبه، ده فرمان و تورات بود. کوتاه سخن آن که عهد و میثاق خدا با بنى اسرائیل منشأ اندیشه قوم برگزیده در بین قوم یهود گشت. با تأمل در کتاب مقدس عبرى به این واقعیت مهم واقف مى شویم که انتخاب و برگزیدگى قوم یهود مشروط است و تنها در سایه ایمان به خدا و وفادارى و رعایت عهد و میثاق به دست مى آید. در غیر این صورت، این موهبت عظیم الاهى از آنان گرفته خواهد شد. در سفر تثنیه پس از ذکر نعمات و برکاتى که خدا در سرزمین موعود به این قوم خواهد بخشید، به آنان هشدار داده که اگر دیگر خدایان را عبادت کنند و قوانین الاهى را پاس ندارند، لعنت و عذاب خدا، رسوایى و خوارى و سرگردانى در میان سایر ملل و انواع و اقسام گرفتارى ها و بیمارى ها گریبان گیر آنان خواهد شد (تثنیه، 28:13ـ37). در اول پادشاهان نیز به این نکته تصریح شده است (اول پادشاهان، 9:6ـ9). پیامبران بنى اسرائیل همواره تأکید مى کردند اگر یهودیان درستکارى و عدالت را از دست بدهند نابود خواهند شد. در عاموس آمده است: «خاندان اسرائیل را در میان همه انسان ها خواهم بیخت، چنان که غله در غربال بیخته مى شود و دانه بر زمین نخواهد افتاد. جمیع گناهکاران قوم من که مى گویند بلا به ما نخواهد رسید و ما را درنخواهد گرفت به شمشیر خواهند مرد» (عاموس، 9:9ـ11). در هیچ کتابى از کتاب هاى مقدس نیست که خداوند ازخشم و غضب خود بر قوم بنى اسرائیل و ویرانى شهرها و آوارگى مردمانش سخن نگفته باشد (خروج، 32:9ـ10؛ اعداد، 14:11؛ تثنیه، 9:6ـ8). قریب به همین مضمون در قرآن کریم نیز آمده است. از دیدگاه قرآن، پیمان و عهدى که خدا با آنان بسته دوطرفه بوده است: «به پیمانم وفا کنید تا به پیمانتان وفا کنم، اما جز اندکى همگى به حالت اعراض روى برتافتند»(بقره، 39). کوتاه سخن آن که تعهد خدا در قبال قوم بنى اسرائیل مطلق و بدون شرط نیست، بلکه خدا در صورتى به عهد وپیمان خود وفا مى کند که آنان نیز به تعهدات خود عمل کنند و چون آنان پیمان شکنى کردند، عهد و پیمان خدا نیز خود به خود شکسته شد. برخى از دانشمندان یهود به این نکته تفطن یافته و با صراحت هرچه تمام اظهار داشته اند که قوم اسرائیل داراى برترى ذاتى نیست. آنان نیز اگر به تورات عمل نکنند، مقام و منزلت خویش را از دست خواهند داد و لطف و رحمت الاهى شامل حال ایشان نخواهد شد. به اعتقاد آنان، تورات براى نوع بشر آمده است نه ملتى خاص. تلمود نیز بر این گفته صحه مى گذارد، آن جا که مى گوید: «هر جمله اى که توسط خداى قادر مطلق گفته مى شد، به هفتاد زبان به گوش مى رسید».

ادامه مطلب ...
مسئله آب را می بایست به عنوان یک متغیر و عامل جدی در تصمیمات آتی در سراسر دنیا به حساب آورد، حتی در سطوح سیاسی و نظامی. فشار بر منابع آب محدود دنیا در حال افزایش است. این کار همراه با انتقال آب رودخانه ها به سمت شهرها و مزارع کشاورزی، دریاچه ها و تالابها در حال خشکیدن و کوچکتر شدن هستند، کشاورزان برای تامین غذای جمعیت رو به افزون، مجبور به برداشت بیش ازحد از آبهای زیرزمینی هستند، سیستم آبیاری بسیاری از کشورها پایین است، بین کشاورزان و شهرنشینان اختلاف و تنازع بر سر آب وجود دارد، آلودگی و کمبود آب همواره موجبات نگرانی دولتها و مردم را فراهم می آورد.

یک روزنامه عرب زبان با انتقاد شدید از اعرابی که هیچ توجهی به سومالی نمی کنند نوشت: امروز صهیونیستها در حال بهره برداری قوی و عمیق از گرسنگی سومالی هستند.
به گزارش مهر، روزنامه البیان امارات امروز در مقاله ای با اشاره به وضعیت بد و بحرانی این روزهای سومالی نوشت: اسرائیلی ها در صدد بهره برداری از گرسنگی سومالی ها هستند.
سومالی این روزها بحران گرسنگی را می گذراند که بسیار درناک است. کشور سومالی با 8 میلیون جمعیت و بعد ازآنکه 5 دهه از استقلالش و بعد از آنکه 37 سال از عضویتش در اتحادیه عرب می گذرد همچنان یکی از فقیرترین کشورها جهان به شمار می آید به گونه ای که بعد از تولد یک نوزاد انتظار آنکه به چهل و شش سالگی برسد اصلا وجود ندارد.
میزان بی سوادی ساکنان این کشور آفریقایی به هفتاد و پنج درصد می رسد. اما امروز مردم سومالی با یکی از بدترین موجهای خشکسالی روبه رو هستند که طی 50 سال اخیر بی سابقه بوده و درحقیقت زندگی دوسوم مردم این کشور را تهدید می کند.
زمانی سومالی در سال 1974 به اتحادیه عرب پیوست مدعیان مدافع از غیرت عربی از نیاز عربی به کشوری که نه تنها به قدرتشان نمی افزاید بلکه باری بر دوششان است پرسیدند و گویی دیدگاه این مستکبران که ناحق هم بود تا به امروز بر این کشور سایه افکنده است و الا چرا این کشور که ساکنانش عرب زبان و 99 درصد از آنان مسلمان هستند مورد فراموشی قرار گرفتند تا جایی که امروز گرسنگی مانند حیوان درنده ای در کمین آنان است تا آنها را بدرد و اعراب تنها نظاره گر این صحنه باشند؟
اما نکته مهم و بسیار تعجب برانگیز این است که صهیونیست ها اینگونه فکر نمی کردند بلکه نظر بسیار عمیق دیگری داشتند و به گونه ای عمل کردند که گویی نقش ناجی مردم سومالی را از نابودی و هلاکت برعهده گرفته اند اسرائیلی ها دست به کار شدند مانند کسانی که که از سومالی اطلاعات زیادی دارند و می دانند و درباره آنچه که نمی دانستند خوب دقت کردند حتی بیشتر از اعراب.
آنان شماری از سرمایه گذاران خود و در رأسشان "ابراهیم شلاویت" یکی از فعالان لیکود را به سومالی اعزام کردند و اینان در برابر سران چند دسته سومالی طرح ها و پروژه های تحریک برانگیزی را برای ساکنان این کشور ارائه کردند به گونه ای که آب دهان مسئولان سومالی به راه افتاد.
اسرائیلی ها به سومالیایی ها وعده دادند که کشورشان را به بهشت آفریقا تبدیل می کنند آن هم از طریق احداث بندری بزرگ و توسعه باند فرودگاه و ایجاد طرح هایی برای صید ماهی و همچنین برای رونق تجارت و کنسرو کردن گوشت و تولیدات کشاورزی و در نهایت صادرات آن و دراین زمان بود که این سرمایه گذاران همه مواد اولیه و لازم و ضروری را از اسرائیل آوردند از جمله آنان ابزار و آلاتی برای حفر چاه و کشف نفت و اورانیوم!
البیان درپایان خطاب به اعراب می نویسد: حال می بینیم که چگونه صهیونیست ها پیشنهاداتی ارائه دادند و طرح هایی را ابداع کردند که ازخاک و آرد خود سومالی ها استفاده کردند و مانند عادت اعراب این امکانات را خوار و حقیر نشمردند.
در همین جنگ های صلیبی و همان معبد سلیمان است که گروهی از شوالیه های صلیبی به نام "شوالیه های معبد سلیمان" ، تحت آموزه های شرک آمیز جادوگران مصر باستان قرار گرفتند و از همین جا بود که فرقه های مخوف صهیونی همچون کابالا و فراماسونری بوجود آمدند و از همین جا بود که آرمان های به اصطلاح مسیحایی برای حکومت جهانی صهیونی ، تئوریزه شد.

پسر جوان در دایره اجتماعی کلانتری جهاد مشهد گفت: سرتان را به درد نیاورم من و ۲تن از دوستانم با پول تو جیبی که در اختیار داشتیم هر روز در خیابان ها به دنبال دختران و زنان بزک کرده ای راه می افتادیم که درصدد بودند جیب هایمان را خالی کنند.
حدود ۲هفته قبل، یکی از دوستانم با آب و تاب برایم تعریف کرد که با دختری باکلاس آشنا شده است و ارتباط زیادی باهم دارند. دوستم با این حرف ها مرا نیز وسوسه کرد تا از آن دختر خانم سوءاستفاده کنم. او یک روز با آن دختر قرار گذاشت و مرا نیز در ویلای پدرش مخفی کرد طبق نقشه ای که در سر داشتیم قرار بود وقتی آن دختر جوان به داخل باغ آمد من نیز ...!
پسر جوان نفس عمیقی کشید و با حالتی تاسف بار افزود: داخل باغ منتظر دختر خانم بودیم که دوستم گوشی تلفن همراه خود را روشن کرد و گفت: از ارتباط خود با آن دختر فیلمبرداری کرده است. در این لحظه با لبخندی گوشی را از دست او قاپیدم تا آن تصویر کثیف را ببینم اما وقتی دقیق نگاه کردم متوجه شدم آن دختر جوان خواهر خودم است که ...! کنترل خودم را از دست دادم و بدون آن که چیزی بگویم با دوستم درگیر شدم.
من او را حسابی کتک زدم. دوستم نیز مقاومت می کرد و با میله ای که در دست داشت آن چنان ضربه ای به بدنم زد که استخوان دستم خرد شد و دچار مشکل جدی شدم. الان دست راستم از کار افتاده است و حس و حرکتی ندارد.
پسر جوان قطرات اشک را از روی صورتش پاک کرد و گفت: حالا می فهمم دخترانی که طعمه هوس های شیطانی من شده اند خانواده دارند و بی احترامی به ناموس مردم یعنی زیرپا گذاشتن ناموس خود آدم! من از تمام جوان ها خواهش می کنم غیرت داشته باشند و ایام جوانی خود را با گناه و معصیت آلوده و سیاه نکنند.
منبع روزنامه خراسان

شبکه تلویزیونی تازه تاسیس "زمزمه" متعلق به رابرت مرداک یهودی ، قصد دارد برنامه های خود را با تغییر ذهنیت و سبک زندگی زنان ایرانی روی آنتن بفرستد.
این گزارش که نگاهی به عملکرد شبکه تلویزیونی تازه تاسیس زمزمه دارد، با رویکردی توصیفی- تحلیلی به فعالیت های این شبکه میپردازد.
زمزمه، دومین شبکه تلویزیونی سرگرمکننده عمومی و رایگان فارسیزبان در خاورمیانه است. این شرکت حاصل سرمایهگذاری بخش آسیایی شرکت اخبار و گروه رسانهای موبی است.
ادامه مطلب ...
کیث روپرت مرداک یا مرداخ یا مردوخ، سرمایهدار یهودیالاصل آمریکایی-استرالیایی و صاحب غول رسانه ای نیوز کورپریشن است . دارایی های مرداک شامل شرکت «نیوز کورپورشین» دربرگیرنده چندین رسانه گوناگون است.
مرداک پیش از این برای تغییر سبک زندگی مسلمانان، خانواده های ایرانی را هدف قرار داده و شبکه فارسی وان را راه اندازی کرد. شبکه فارسی وان نیز برای عملیاتی کردن فروپاشی خانواده ها، سریال های تلوزیونی (غالبا کلمبیایی) که زمینه لیبرالیسم فرهنگی را ترویج می کنند با موضوعات خیانت، فرزند نامشروع و طلاق را در سطح وسیع با دوبله فارسی پخش می کند؛ تا با ترویج فمینیسم لیبرال در جامعه ایرانی حیا زدایی از زنان و غیرت زدایی از مردان موجب فروپاشی فرهنگی جامعه شود.
گزارش وب سایت نشنال در این زمینه می افزاید: امپراتور رسانه ای روپرت مردوخ دارای منافعی در شبکه تلویزیونی فارسی وان (Farsi1) است و در چند ماه آینده دو شبکه دیگر را برای بینندگان ایرانی راه اندازه خواهد کرد.
ادامه مطلب ...

ادامه مطلب ...
به گزارش

آمریکا قصد دارد به بهانه مقابله با اقدامات اشخاص و گروههای به اصطلاح افراطی، نظارت بر کاربران شبکههای اجتماعی چون فیسبوک و توییتر را شدیدتر کرده و حریم خصوصی کاربران را بیش از پیش نقض کند.
بر اساس سند جدید استراتژیکِ کاخ سفید، «به منظور مقابله با پروپاگاندای آنلاین و خشونتآمیزِ افراطگران، اینترنت و سایتهای اجتماعی به دقت کنترل و بررسی خواهند شد». این اقدام در واقع تلاشی از سوی دولت فدرال آمریکا است تا به بهانه جلوگیری از افراطگراییهای داخلی بتواند خود را بیشتر در اجتماعات محلی جای دهد.
این سند، که تحت عنوان «تفویض اختیار به شرکای محلی برای جلوگیری از افراطگریهای خشونتآمیز در آمریکا» است، بر شناسایی افرادی متمرکز است که ظاهراً توسط القاعده رادیکال گشته و قصد حمله به آمریکا را دارند.
لسآنجلس تایمز در گزارشی در خصوص این سند بیان داشته است که این طرح شامل «وزارتهای فدرالی که معمولاً با امنیت ملی سروکار ندارند میباشد و به شدت بر روی افزایش درگیری دولت فدرال با مدارس و توسعه احساسی و رفتاری با جوانان متمرکز است».
بنا بر تعریف این سند پروپاگاندای افراطی عبارت است از آنچه به عنوان «منبع تغذیهای برای نارضایتیها و ایجاد سرزنشها» از آن استفاده میشود. همچنین این سند مدعی است که دولت آمریکا با «ادامه کنترل دقیقِ نقش مهمی که اینترنت و شبکههای اجتماعی در پیشبرد مسائل خشن افراطگران دارد»، خواهان مبارزه شدید با چنین ایدئولوژیای است.
البته این اقدام دولت اوباما برای تجسس و نظارت بر اینترنت و شبکههای اجتماعی آن هم با نام مبارزه با تروریسم داخلی، کار جدیدی نیست. در دولت قبلی آمریکا نیز تجاوز به حریم خصوصی افراد و نظارت بر ایمیلهای آنها امری عادی بوده است.
هر چند در این سند ادعا شده است که «مخالفت با سیاستهای دولت غیرقانونی و غیر میهنپرستانه نبوده و به مخالفان به دید افراد افراطی و خشن نگریسته نمیشود»، اما وزارت امنیت میهن آمریکا با این کار این ادعای خود را نقض کرده و مخالفان دولت را تروریستهای بالقوه داخلی به شمار میآورد.
لازم به ذکر است که این سند در حالی منتشر میشود که پنتاگون نیز هفته گذشته اعلام کرد که اشخاصی را به کار خواهد گرفت تا «به ردیابی و شناسایی نگرشهای عمومی و محبوب در شبکههای اجتماعی بپردازند».