اسماعیل رایین در کتاب «فراموشخانه و فراماسونری در ایران» به وظیفه لژهایی مانند لژ آدمیت اینگونه اشاره میکند:« وظیفه جامع آدمیت دست چین نمودن و جذب نخبگان بومی و پرورش آنان با روح فرهنگی غربی ولی با ظاهری ناسیونالیست بود.جمعیت فوق روابط تنگاتنگی با دولت انگلیس داشت و به وسیله سر شاپور ریپورتر به لژ انگلیسی اسلام در بمبئی متصل میگشت.»
لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید
قدرت عزل و نصب در دستان ماسونها
در نیمه دوم سلطنت قاجار قدرت فراماسونها به حدی رسیده بود که تقریباً در تمامی عزل و نصبها رد پایی از آنان دیده میشد، به گونهای که در انقلاب مشروطه شیخ ابراهیم زنجانی از اعضای لژ ایرانیان رییس دادگاه مشروطه شد و نفوذشان به حدی رسید که مهرههای مذهبی نهضت مشروطه، مانند شیخ فضلالله نوری را اعدام کردند تا از گرایش نهضت به سوی دیانت خودداری کنند، محمود عرفان از فراماسونهای لژ مهر به نقش فراماسونها در انقلاب مشرطیت اینگونه اشاره میکند:« تاریخ فراماسونها در ایران با تاریخ مشروطیت بی ارتیاط نیست و مشروطیت ایران یکی از وقایع بزرگ تاریخ ماست، نه تنها فرماسونها در مشروطیت دخالت داشتند، بلکه انجمنهای فرعی و وابسته آنها که ظاهرشان شباهتی به سازمانهای ماسونی نداشتند نیز علناً در مشروطیت دخالت داشتند که از همه مهمتر، انجمن اخوت را میتوان نام برد.»
لژ ایرانیان در اواخر عهد قاجار با همکاری اردشیر جی که پیشتر از وی یاد کردیم، در راستای سیاسیتهای استثمار گرانه دولت انگلستان احمد شاه قاجار را کنار گذاشت و رضا شاه پهلوی را به حکومت رساند، از اعضای معروف این لژ که در این انتقال قدرت نقش اساسی را ایفا میکردند میتوان به سید حسن تقیزاده و فروغی مشهور به ذکاالملک اشاره کرد.
با آغاز سلسله 50 ساله پهلوی لژها تکثیر شدند و فعالیتهایشان شکلی مدرنتر به خود گرفت، گستره این فعالیتها که آزادانه و بدون هیچ مزاحمتی انجام میشد در حمله متفقین به ایران خود رانشان داد، ارتش که به قولی مجهزترین و مدرنترین ارتش تاریخ ایران بود بدون هیچ مقاومتی در برابر نیروهای مهاجم ترک مخاصمه کرد و اعضای ماسونی لژها در هیات جاسوسان انگلیسی راه را برای ورود قوای متفقین هموار کردند، پیامد اشغال ایران در 1320 تبعید پهلوی پدر و روی کار آمدن پسرش محمدرضا بود.
ازدیاد انجمنهای فراماسونری
در زمان محمدرضا پهلوی، با رشد قارچوار کلوپها و انجمنهای وابسته به فراماسون غرب روبرو هستیم، در این زمان است که در سال1330عملا با راهاندازی دانشگاه شیراز که بر اساس اصل 4 ترومن، یعنی با الگوبرداری از نظام آموزشی امریکا، پایهریزی شده بود، فراماسونری به شکلی رسمی به دانشگاهها راه یافت، این دانشگاه که توسط دکتر ذبیحالله قربان که از اعضای فراماسونری حافظ بود تاسیس شد، او که از اعضای فعال فرقه ماسونی بود در زمان تصدی ریاست دانشگاه شیراز از استادانی استفاده کرد که در کلوپهای اصلی ماسونی عضو بودند، با ایجاد این دانشگاه سیاستگذاران غربی خوشحال بودند که منافعشان در نسل بعد به شکل جدیتری تامین میشود.
روند رو به رشد جذب دانشگاهیان تا بدانجا رسید که در رده تصمیمگیری در اکثر انجمنها از استادان و متفکران نوگرای دانشگاهی استفاده میشد، به عنوان مثال در لژ همایون که جانشین لژ بیداری شده بود، دکتر هومن از استادان دانشگاه تهران به نقل از محمد خلیل جواهری موسس این لژ دست راست او محسوب میشده است، در دیگر لژها نیز حکایت به همین منوال بود، مخصوصا کلوپ روتاری و باشگاه لاینز که از یزرگترین لژهای دوران پهلوی دوم به حساب میآمدند.
کلوپ روتاری و باشگاه لاینز
طرح تاسیس کلوپ روتاری که وابسته به سازمان جهانی روتاری بود توسط یک روتارین امریکایی به نام دکتر کراتس در سال 1332 به ایران آورده شد که پس از چندی با همکاری سرمایهداری به نام هادی امیر ابراهیمی و یکی از استادان دانشکده پزشکی تهران به نام جهانشاه صالح و نیز سناتورها، مصطفی تجدد مالک و عباس مسعودی مالک و همچنین وزیر بهداشت و مدیر عامل بانک بازرگانی و مدیر موسسه اطلاعات در تهران پایهریزی شد، پس از کراتس، امریکایی دیگری به نام چالز کولاک از بیروت به تهران عزیمت کرد و علاوه بر امیر ابراهیمی، سرمایهداران دیگری را نیز به سمت کلوپ روتاری کشاند و با جذب استادان دیگری از دانشگاه تهران و دانشکده پزشکی تهران، این کلوپ را به شکل رسمی در سال 1335 افتتاح کرد، نخستین رییس این کلوپ جهانشاه صالح بود، که انتخاب وی به عنوان رییس این کلوپ دسترسی آسان فرقه ماسونی به نظام آموزشی و جوانان که آتیهسازان این کشور هستند را فراهم میکرد.
اما دیگر انجمن بزرگ ماسونی این دوره باشگاه لاینز بود که با ساختاری مانند کلوپ روتاری تاسیس شده بود، این انجمنها با نام ایجاد صلح جهانی و اشاعه بشردوستی فعالیت میکردند اما در واقع دستمایه استیلای سلطه استثمارگران بر کشور بودند و اهدافشان ایجاد جامعه و حکومتی جهانی بود.
طباطبایی در کتاب «نفوذ فراماسونری در ایران» درباره فعالیت باشگاه لاینز مینویسد: «باشگاههای لاینز فعالیتهای زیادی در میان جوانان و دانشجویان داشتند و سعی میکردند که آنان را به سوی خود کشیده و کنترل کند. یکی از برنامههای آنها نفوذ در اردوهای ملی دانشجویان بود که سرانجام موفق شدند مسوولیت هماهنگی اردوهای عمران ملی دانشجویان را به دست گیرند.» و این هماهنگکننده، محمد علی احمدی استاد دانشکده علوم اداری دانشگاه تهران و مدرسه عالی حسابداری و موسسه علوم بانکی بود.
و اما...
در واقع انجمنهای فراماسونری با دستاندازی به حیطه آموزشی کشور سعی داشتند تا جوانانی که نسل بعد وارثان حکومت و کشور میشوند را به سرسپردگی مطلق بکشانند.
منبع