نظم نوین جهانی (New World Order)

زمینه سازی ظهور ، بررسی علائم ظهور، شناخت شیطان و دجال ،مبارزه با صهیونیزم جهانی

نظم نوین جهانی (New World Order)

زمینه سازی ظهور ، بررسی علائم ظهور، شناخت شیطان و دجال ،مبارزه با صهیونیزم جهانی

نقش مجامع مخفی فراماسونری در حوادث خاورمیانه

این روزها امواج بزرگی در دل کشتی حیات فرهنگی و اجتماعی، عموم ساکنان زمین را متلاطم ساخته است. بحران بزرگ اقتصادی غرب، غرب آشفته حال را در این خیال آنها را فرو برده که با انتقال بحران به شرق بتوانند پیش از فوت وقت خود را از نجات بدهند.


به ادامه ی مطالب توجه کنید


این روزها امواج بزرگی در دل کشتی حیات فرهنگی و اجتماعی، عموم ساکنان زمین را متلاطم ساخته است. بحران بزرگ اقتصادی غرب، غرب آشفته حال را در این خیال آنها را فرو برده که با انتقال بحران به شرق بتوانند پیش از فوت وقت خود را از نجات بدهند.


امواج هولناک زلزله و سونامی در کشور صاحب دومین رتبه بزرگ اقتصادی جهان، یعنی ژاپن را در چنان ورطه ای غوطه ور ساخته که دیگر قادر به تأمین حتی غذای گرسنگان و مهار بزرگترین افتخار دنیای مدرن، یعنی انرژی بزرگ هسته ای را از دست داده، در حالی که خودشان را تا سر حد گل سرسبد جهان تکنولوی بالا کشیده بودند.

تنش ها و خیزش های اجتماعی تمام شمال آفریقا و خاورمیانه عربی را فراگرفته و امواجش تا مرزهای ایران یعنی بحرین کشیده شده، واقعه ای که در خودش و با خودش نطفه جنگ فراگیری را پرورش می دهد.

سران مجامع مخفی گردانندگان اصلی جهان غرب، با یک سرعت باور نکردنی شمارش معکوس اعلام حکومت جهانی بنی اسرائیل را آغاز کرده و بر آنند تا در همین سال نو میلادی ربان افتتاح این آرزوی دیرینه یهودیانه را با قیچی منعدم کننده شرق اسلامی پاره کنند.

مطالعه نشان می دهد که در هیچ دوره ای از ادوار گذشته تا به امروز، بحرانی چند وجهی و در ابعاد جهانی بشر را تا این حد به خودش مبتلا نکرده بوده، شاید از همین روست که از کنترل خارج شدن کشتی فرهنگی و تمدنی غرب، در اولین دهه از هزاره جدید ذهن و زبان بسیاری از ساکنان بحران زده را متوجه موضوع پایان جهان، بازگشت مسیح،ظهور مقدس منجی ساخته، و هیجان همراه با نگرانی ودل مشغولی شدید را در جان بسیاری از ساکنان شرق و غرب چیره ساخته است.

این همه در حالی رخ نموده که هیچ تحلیل روشن و اقناع کننده ای از سوی مراکز علمی و پژوهشی مطالعات اجتماعی در ایران منتشر نشده و هیچ برنامه ای در هزاران شبکه رادیو تلویزیونی به بررسی محققانه و دردمندانه نپرداخته... و به عکس درست در همین موقعیت تمامی نگاهها و توجه عمومی مردم به تبع برخی از مسؤولان و مدیران، معطوف اقتصاد در مقیاس خرد و کوچک و گرانی و ارزانی شب عید شده است.

متذکر این نکته می شوم که کلیه وقایع مسکوت تنها با نگاه و ریسمان مهدوی و موعود گرایانه قابل برسی و تجزیه و تحلیل دقیق است. تردیدی نباید داشت که ارائه تحلیل هم در گرو اطلاعات جامع و درک شرایط ویژه تاریخی امروز است. اطلاعات جزئی و پراکنده و فقدان نگاهی جامع نگر در میان ما که هماره عادت به نگاه نقطه ای و محدود کردیم و ملاحظات بی‌شماری که در هنگام بررسی ومطالعه رخدادها به تبع پیوستگی های سیاسی حزبی و گاه متعصبانه در کار وارد می کنیم، همه مجال را برای ارائه تصویر روشن و امروزین از شرایط از ما سلب کرده است.

به استناد قراین و شواهدی بی شماری اکنون ما پای در مدار بسیار مهم و حسّاسی از حیات اجتماعی در مقیاس کلان گذاشته ایم و طی ماههای آینده ابعاد و وجوه این مدار وشرایطی را که بر ما مستولی خواهد ساخت، به تجربه خواهیم نشست. بی گمان این شرایط قابل مقایسه با شرایط و مقتضیات هیچ یک از دوره ها و شرایط گذشته و تجربه شده نخواهد بود.

امیدواریم این مقدمه شنونده هایی که این روزها از طریق دستگاه های دیداری و شنیداری اخبار و اطلاعات جمع و جور شده در رابطه خروج سفیانی قریب الوقع بودن امر ظهور و بالاخره پروژه 9944 و خروج ملک عبد الله اردنی به نام مهدی موعود از دیار اردن را دنبال می کنند، برنیاشوبند و گوینده را متهم به تأیید و ردّ اقوال و آثار نکنند و صد البته؛ اولین امری که در میان غوغا و قشون کشی بر زمین می افتد و لگدکوب می شود، حقیقت محض است که جز خداوند دانا هیچ کس مشرف و واقف بر آن نیست.

این همه سر و صدا و بحث و جدل، پرده از درجه بالای حسّاسیت گفتگوهای مهدوی، آمادگی عمومی برای شنیدن و ردیابی اخبار آخر الزّمانی و حتّی آسیب پذیریبالای نخبگان و محافل مهدوی را کنار می زند. به دلیل شرایط ویژه و مدار خاصی که در آن به سر می بریم، تنها از طریق مصیب و صواب خواندن خود و مخذی دانستن رقیب نمی توان به گوهر مقصود دست یافت.

تردیدی ندارم که بسیاری از منابع و مستندات روایی از دست ما ربوده شده و یا بنا به دلایلی که جای بحث آن در اینجا نیست.

مجال تأمل همراه با تحقیق درباره شرایط و مقتضیات عصر حاضر رخدادهای برون مرزی و تصمیم سازی های مخفیانه سران مجامع مخفی و البته مرتبط با قدرتهای ماورایی شیطانی را ما از خودمان سلب کرده ایم و از همین جا در این شرایط، صبر جمیل به بی قراری تبدیل شده، گفتکوی زیبا جای خودش را به قشون کشی و صمیمت جای خودش را به اتهام و افترا داده است. سر در لابلای اوراق کتب فرو کردن و به امید دست یابی به حقیقت، در پی سلسلسه اسناد دویدن، همان اندازه ما را از حقیقت دور می کند که سر به آسمان کشیدن و ریسمان در بیابان پر خوف و خطر با عجله و شتاب به راه افتادن. تردید نمی توان داشت که شیطان و جنودش در غرب فراهم سازی زمینه برای برپایی نظام دجّالی و حاکمیت جهانی با قدرت و شدّت هر چه تمام تر پی می گیرند و آخرین مراحل اجرایی اش را پشت سر می گذارند.

آنها ماشه اسلحه ای را کشیدند، که علیرغم میلشان دیگر امکان برگرداندن گلوله به خشابش وجود ندارد. ماجرایی را کلید زدند که خودشان قادر به جمع کردن آن نخواهند بود. طراحان و نظریه پردازان این سناریو، نظریه پردازان وابسته به محافل و مجامع رمزآلود فراماسونری و ایلومناتی اند که در این ماجرا کمر به مقابله جدّی با مهدویت بسته اند متأسفانه ابعاد این پروژه در شرق اسلامی شناخته شده نیست. در چندین دهه قبل آنها گام اول را با انتشار مجعولاتی به ظاهر علمی و در راستای گسترش باورهای توراتی و توضیح و نفسیر این کتاب انباشته از تحریفات و جعلیات قومی و غیر ایمانی برداشتند تا با قداست و غیر محرّف خواندن این کتاب در ذهن و چشم خامان راه نرفته جلوه گری کنند. از همین جا بود که نزد بنیادگرایان انجیلی موضوع حجّیت ظاهر آیات توراتی را پذیرفته و بر آن اصرار ورزیدند.

در مرحله دوم آنها با تکیه بر قداست خودساخته نظریه های ماتریالیستی و انباشته از الهیّات مجعول اخلاق شیطانی و خداگرایانه مقابله با توحید مندرج در ادیان ابراهیمی و مهدویت راستین را ترویج دادند. امّا در مرحله سوم به عملی ساختن پروژه هایی مشغول شدند که در ظاهر زمینه ها را برای ظهور دوم حضرت مسیح آماده می کرد. در حالی که در زیر آن همه زمینه های حکومت دجّالی را فراهم می کردند. فریب افکار عمومی و مستضعفان، همراه ساختن آنان در اجرای پروژه آخر الزّمانی آرمگدون و بالاخره برپایی آتش هولناکی که ضرورتاً در آن جواع مسلمین منعدم و نابود می شوند در زمره اهدافی پوشیده بودند، که از نگاه تیز مسلمانان و مراکز رصد مهدویت و موعودگرا پوشیده ماند.

حالا در اولین فاز اجرایی آنها شرق اسلامی و از جمله آفریقا را در بحرانی فراگیر قرار داده اند. هیجان و خلجان گرد وغباری برپا ساخته که افق دید را محدود و تیره کرده.. این همه را با مجموعه ای از بحرانها بن بستهایی که غرب مدرن در آن دست و پا می زند، باید دید. این همه متأثر از شواهد تاریخی ویژه ای است که بارها از آن به عنوان دفتر دین، به نام امام مهدی علیه السلام یاد کردم و بر آن پای فشردم.

به هر صورت ما شاهد این مسأله هستیم که نقطه شروع پروژه در خاورمیانه و با درهم ریختن اوضاع سیاسی شمال آفریقا شروع شد. از این نقطه طرح مزبور وارد مرخله مقدماتی طرخ خاورمیانه جدید شد و علیرغم تصور بسیاری از مردان سیاسی عرض می کنم. وقایع سرزمین بزرگان اسلامی و عربی که دو ماه است اتفاق افتاده، قبل از آنکه حاصل بیداری و خودجوشی و اسلام خواهی تامّ مردم منطقه باشد، حاصل یک اتفاق دیگر است؛ برای این ادّعا شواهد بسیار زیادی هم می توان ذکر کرد از جمله اینکه شروع همزمان وقایع در چند کشور همسایه و متفاوت از تونس تا بحرین، فقدان رهبری مشخصی در تمامی این کشورها در رأس این خیزش ها و فقدان استراتژی و طرحی معیّن برای پیگیری درخواست ها خیلی قضایا را روشن می کند. چنانکه وجود صورت عملیاتی مشترک در کلیه کشورها و میان معترضین، مثل انتخاب یک میدان معیّن در مرکز شهر و سکنی گزیدن مشابه و عملیات مشابه در مناطق مختلف در کنار رفت و آمدن نمایندگان انگلیس و فرانسه و آمریکا به این کشورها...

به هر صورت آمادگی نظامی که امریکا و اتحادیه اروپا برای کنترل شرایط ایجاد کردند، تردیدی باقی نمی گذارد که آتش خیزش اسلامی در این کشورها وجود داشت، و به دلیل مسلمان بودن این کشورها اگر حرکتی هم می کردند، مسلماً شعارهای اسلامی می دادند، لیکن، این ماجرا را تنها از منظر خیزش اصیل اسلامی در منطقه نمی توان مطالعه کرد، باید پنجره های دیگری را هم بر این قضیه کشود.

متحدین و متفقین مجامع مخفی با طرح ویژه ای با کنار زدن خاکسترها اخگر خیزش را بیرون زدند تا زمینه ها حوادث مورد نیاز بعدی آن را فراهم کنند. آنها با نامگذاری این خیزش ها و ایجاد مجال برای مستضعفین در بند، موفق به استخراج انرژی و پتانسیل نهفته در این مناطق شدند و امکان متمرکز شدن نیروها و جهت گیری کلّی آنها را علیه غرب و صهیونیزم را از بین بردند و در واقع جملگی بر محور درگیری با حکومت داخلی خودشان حرکت خودشان را آغاز کردند. آنها در واقع با کشیدن ضامن ها کلیه اتفاقات و تحرّکات جهانی را هم تحت الشعاع قرار دادند؛ تحت الشعاع حوادثی که در شرق اسلامی در شرف وقوع و در حال وقوع است.

به هر روی، برای کسانی که در طریق شیطان و همنوا نیروهای شیطانی گام برمی زنند، طبیعی است که انابه و توبه جایی ندارد و برای آنها جز این تا راهی متصور نبود، امّا آنها تا کی پیش خواهند رفت. در کدام منزل آرام خواهند گرفت و در ادامه مسیر چه سرزمینی را منعدم خواهند کرد و چه اقوامی را به هلاکت خواهند کشید؟

در این غوغا ما ناگزیریم که با دقّت و ظرافت و تیزی همه وقایع را زیر نظر داشته باشیم، ناگزیریم به جستجو و مطالعه و بازسازی قطعاتی از مجموعه بزرگ روایات آخر الزمانی بپردازیم که برای هوشیای و بیداری و مصونیت بخشی به جامعه مسلمین به ودیعه گذاشته شده بوده و ما از آنها جدا افتادیم و بالاخره آنکه در وقت گذار از میدانی پوشیده از مین گامها را ناگزیر باید با احتیاط برداشت و پیش رفت، مبادا که خطری تهدید کننده ما را در خودش فرو ببرد به هر روی، باید منتظر قضایایی بسیار پیچیده و چند وجهی و مهم بود، در سال جدید و از همین جاست که آخرین سخن خود را با این عبارت بیان می کنیم که همگی باید به خدا پناه ببریم از مبتلا شدن به شبهات که در خودش و با خودش نطفه فتنه را پرورش می دهد.

باید دعا کنیم که خداوند فرج آل محمد را برساند و چنانکه گفته شد آنچه در این منطقه اتفاق می افتد، بی تردید از کنترل آغاز کنندگانش خارج است و سیری تکوینی و تدریجی و تکمیلی را تجربه خواهد کرد. امّا به کجا می انجامد؟ در کنار این بیداری و هوشیاری و ردیابی صمیمانه...

باید منتظر ماند.



منبع

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد