X
تبلیغات
رایتل
نظم نوین جهانی (New World Order)

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان بسیار مهمی در جمع ۱۲۰ تن از سران و مقامات کشورهای پنج قاره جهان، با اشاره به شرایط حساس گیتی و عبور جهان از یک پیچ تاریخی بسیار مهم و نشانه های بروز نظام نوین چند وجهی در مقابل نظام یک جانبه گرایی سلطه، به تبیین فرصت های نوید بخش پیش روی کشورهای مستقل و آرمانهای اصلی کشورهای غیر متعهد و همچنین نشانه های لبریز شدن پیمانه صبر مردم جهان بویژه ملتهای غرب از ساختارهای معیوب، منسوخ، ناعادلانه و غیر دموکراتیک هندسه غلط بین المللی موجود، پرداختند و تاکید کردند:

لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید


به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، شانزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد صبح امروز با حضور حضرت ایت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در تهران آغاز بکار کرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان بسیار مهمی در جمع ۱۲۰ تن از سران و مقامات کشورهای پنج قاره جهان، با اشاره به شرایط حساس گیتی و عبور جهان از یک پیچ تاریخی بسیار مهم و نشانه های بروز نظام نوین چند وجهی در مقابل نظام یک جانبه گرایی سلطه، به تبیین فرصت های نوید بخش پیش روی کشورهای مستقل و آرمانهای اصلی کشورهای غیر متعهد و همچنین نشانه های لبریز شدن پیمانه صبر مردم جهان بویژه ملتهای غرب از ساختارهای معیوب، منسوخ، ناعادلانه و غیر دموکراتیک هندسه غلط بین المللی موجود، پرداختند و تاکید کردند:

جنبش عدم تعهد باید نقش جدیدی در شکل گیری نظم نوین بین المللی ایفاء کند و  اعضاء این جنبش می توانند با هم‌افزائی امکانات و ظرفیتهای گسترده‌ی خود، برای نجات جهان از ناامنی و جنگ و سلطه‌گری نقشی تاریخی و ماندگار بیافرینند.


متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم‌الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب‌العالمین و الصلوة و السلام علی الرسول الاعظم الأمین و علی آله‌ الطاهرین و صحبه المنتجبین و علی جمیع الانبیاء والمرسلین

به شما میهمانان گرامی، سران و هیئتهای نمایندگی کشورهای جنبش عدم تعهد و نیز دیگر شرکت‌کنندگان در این اجلاس بزرگ بین‌المللی خوشآمد می گویم.


ما در اینجا گرد آمده‌ایم تا به هدایت و کمک پروردگار، حرکت و جریانی را که در ۶دهه‌ی قبل با هوشمندی و موقعیت‌شناسی و شجاعت چند تن از رهبران سیاسی دلسوز و مسئولیت‌پذیر پایه‌گذاری شد، به اقتضای موقعیتها و نیازهای امروز جهان، ادامه دهیم و بلکه به آن جانی تازه و تحرکی دوباره ببخشیم.


میهمانان ما از مناطق جغرافیائی دور و نزدیک در اینجا گرد آمده و متعلق به ملیتها و نژادهای گوناگون و دارای تعلقات اعتقادی و فرهنگی و تاریخی و وراثتی متنوع‌اند،‌ ولی همانطور که احمد سوکارنو یکی از بنیان‌گذاران این جنبش در کنفرانس معروفِ باندونگ در سال ۱۹۵۵ گفت، مبنای تشکیل عدم تعهد، نه وحدت جغرافیائی یا نژادی و دینی، بلکه وحدت نیاز است.

آن روز کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، به پیوندی که بتواند آنها را از سیطره‌ی شبکه‌های اقتدارگرا و مستکبر و سیری‌ناپذیر،‌ مصون بدارد نیازمند بوده‌اند؛ امروز با پیشرفت و گسترش ابزارهای سلطه‌گری، این نیاز همچنان پابرجا است.
من می خواهم حقیقت دیگری را مطرح کنم.


اسلام به ما آموخته است که انسانها با وجود ناهمگونیهای نژادی و زبانی و فرهنگی، فطرت همسانی دارند که آنها را به پاکی و عدالت و نیکوکاری و همدردی و همکاری فرا میخواند و همین سرشت همگانی است که اگر از انگیزه‌های گمراه‌کننده به سلامت عبور کند، انسانها را به توحید و معرفت ذات متعالی خداوند رهنمون می گردد.


این حقیقت تابناک دارای چنان ظرفیتی است که قادر است پایه و پشتوانه‌ی تشکیل جوامع آزاد و سرافراز و برخوردار از پیشرفت و عدالت توأماً گردد و شعاع معنویت را بر همه‌ی فعالیتهای مادّی و دنیائی انسانها نفوذ دهد و بهشتی دنیائی ـ پیش از بهشت اخروی موعد ادیان الهی ـ‌ برای آنان فراهم آورد.

و نیز همین حقیقیت مشترک و همگانی است که می تواند شالوده‌ ریز همکاریهای برادرانه‌ی ملتهائی باشد که از نظر شکل ظاهری و سابقه‌ی تاریخی و منطقه‌ی جغرافیائی شباهتی به یکدیگر ندارند.


همکاریهای بین‌المللی هرگاه برچنین شالوده‌ئی استوار باشد، دولتها ارتباطات میان خود را نه براساس ترس و تهدید یا افزون‌طلبی و منافع یک‌جانبه یا واسطه‌گریِ افراد خائن و خودفروش، بلکه بر پایه‌ی منافع سالم و مشترک، و برتر از آن، منافع انسانیت بنا میکنند و وجدان بیدار خود و خاطر ملتهای خود را از دغدغه‌ها آسوده می سازند.


این نظم آرمانی، در نقطه‌ی مقابل نظام سلطه قرار دارد که در قرنهای اخیر، قدرتهای سلطه‌گر غربی ـ و امروز دولت زورگو و متجاوز آمریکا ـ مدعی و مبلّغ و پیشقراول آن بوده‌اند و هستند.


میهمانان عزیز!
امروز آرمانهای اصلی جنبش عدم تعهد با گذشت شش دهه همچنان زنده و پا برجاست؛ آرمانهائی مانند استعمارزدائی، استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، عدم تعهد به قطبهای قدرت و ارتقاء همبستگی و همکاری میان کشورهای عضو.  واقعیتهای امروز جهان با آن آرمانها دارای فاصله است؛ ولی اراده‌ی جمعی و تلاش همه‌جانبه برای عبور از واقعیتها و دست یافتن به آرمانها، هر چند پُر چالش،‌ لیک امیدآفرین و ثمربخش است.


ما در گذشته‌ی نزدیک، شاهد شکست سیاستهای دوران جنگ سرد و نیزیک‌جانبه‌گرائیِ پس از آن بوده‌ایم. جهان با عبرت‌آموزی از این تجربه‌ی تاریخی، در حال گذار به نظام بین‌المللی جدیدی است و جنبش عدم تعهد میتواند و باید نقش نوینی ایفاء نماید؛ این نظام باید بر پایه‌ی مشارکت همگانی و برابری حقوق ملتها استوار باشد، و همبستگی ما کشورهای عضو این جنبش برای شکل‌گیری این نظم نوین،‌ از ضرورتهای بارز عصر کنونی است.


خوشبختانه چشم‌انداز تحولات جهانی، نویدبخش یک نظام چند وجهی است که در آن، قطبهای سنتی قدرت،‌ جای خود را به مجموعه‌ئی از کشورها و فرهنگها و تمدنهای متنوع و با خاستگاههای گوناگون اقتصادی و اجتماعی و سیاسی میدهند. اتفاقات شگرفی که در سه‌ دهه‌ی اخیر شاهد آن بوده‌ایم آشکارا نشان می دهد که برآمدن قدرتهای جدید با بروز ضعف در قدرتهای قدیمی همراه بوده است.

این جا به جائی تدریجی قدرت، به کشورهای عدم تعهد فرصت میدهد تا نقش مؤثر و شایسته‌ئی را در عرصه‌ی جهانی بر عهده بگیرند و زمینه‌ی یک مدیریت عادلانه و واقعاً مشارکتی را در پهنه‌ی گیتی فراهم آورند.

ما کشورهای عضو این جنبش توانسته‌ایم در یک دورانِ طولانی، با وجود تنوع دیدگاهها و گرایشها، همبستگی و پیوند خود را در چهار چوب آرمانهای مشترک حفظ کنیم و این دستاورد ساده و کوچکی نیست. این پیوند میتواند دست‌مایه‌ی گذار به نظمی عادلانه و انسانی قرار گیرد.


شرائط کنونی جهان، فرصتی شاید تکرار نشدنی برای جنبش عدم تعهد است. سخن ما آن است که اتاق فرمان جهان نباید با دیکتاتوری چند کشور غربی اداره شود. باید بتوان یک مشارکت دموکراتیک جهانی را در عرصه‌ی مدیریت بین‌المللی شکل داد و تضمین کرد. این است نیاز همه‌ی کشورهائی که مستقیم یا غیرمستقیم از دست‌اندازی چند کشور زورگو و سلطه‌طلب زیان دیده‌اند و می‌بینند.


شورای امنیت سازمان ملل دارای ساختار و ساز و کاری غیرمنطقی،‌ ناعادلانه و کاملاً غیر دموکراتیک است. این یک دیکتاتوری آشکار و یک وضعیت کهنه و منسوخ و تاریخ‌ مصرف‌ گذشته است. با سوءاستفاده از همین سازوکار غلط است که آمریکا و همدستانش توانسته‌‌اند زورگوئیهای خود را در لباس مفاهیم شریف بر دنیا تحمیل کنند.

آنها می گویند «حقوق بشر» و منافع غرب را اراده می کنند؛ می گویند «دموکراسی» و دخالت نظامی در کشورها را به جای آن می‌نشانند؛‌ میگویند: «مبارزه با تروریسم» و مردم بیدفاع روستاها و شهرها را آماج بمبها و سلاحهای خود میسازند؛ در نگاه آنها، بشریت به شهروندان درجه‌ی یک و دو و سه تقسیم می شوند؛ جان انسان در آسیا و آفریقا   و امریکای‌لاتین ارزان و در آمریکا و غرب اروپا گران، قیمت‌گذاری می شود؛

امنیت آمریکا و اروپا مهم، و امنیت بقیه‌ی بشریت بی‌اهمیت دانسته می شود؛ شکنجه و ترور اگر به دست آمریکائی و صهیونیست و دست‌نشاندگان آنها صورت گیرد، مُجاز و کاملاً قابل چشم‌پوشی است؛ زندانهای مخفی آنها که در نقاط متعددی در قاره‌های گوناگون شاهد زشت‌ترین و نفرت‌انگیزترین رفتارها با زندانیان بی‌دفاع و بی‌وکیل و بی‌محاکمه است، وجدان آنان را نمی‌آزارد؛

بد و خوب کاملاً گزینشی و یک‌طرفه تعریف می شود؛ منافع خود را بنام «قوانین بین‌المللی» و سخنان تحکم‌آمیز و غیرقانونی خود را به نام «جامعه‌ی جهانی» بر ملتها تحمیل می کنند، و با شبکه‌ی رسانه‌ئیِ انحصاری سازمان‌یافته،‌ دروغهای خود را راست، و باطل خود را حق، و ظلم خود را عدالت‌طلبی وانمود میکنند و در مقابل، هر‌سخن حقی را که افشاگر فریب آنها است، دروغ و هر مطالبه‌ی بر حقّی را یاغیگری می نامند.


دوستان! این وضعیت معیوب و پر زیان، غیرقابل ادامه است. همه از این هندسه‌ی غلط بین‌المللی خسته شده‌اند. جنبش ۹۹ درصدی مردم در آمریکا بر ضدّ کانونهای ثروت و قدرت در آن کشور و اعتراض عمومی در کشورهای اروپای غربی به سیاستهای اقتصادی دولتهاشان نیز نشان لبریز شدن پیمانه‌ی صبر و تحمل ملتها از این وضعیت است. باید این وضعیت نامعقول را علاج کرد.


پیوند مستحکم و منطقی و همه‌جانبه‌ی کشورهای عضو جنبش عدم‌تعهد، میتواند در یافتن و پیمودن راه علاج، تأثیرات عمیقی بر جای بگذارد.


حضار محترم!
صلح و امنیت بین‌المللی از جمله‌ی مسائل حادّ جهان امروز ما است و خلع سلاحهای کشتار‌جمعی و فاجعه‌بار یک ضرورت فوری و یک مطالبه‌ی همگانی است. در دنیای امروز، امنیت، پدیده‌ئی مشترک و غیرقابل تبعیض است. آنها که سلاحهای ضد بشریت را در زرادخانه‌های خود  انبار میکنند حق ندارند خود را پرچمدار امنیت جهانی قلمداد کنند.

این ـ بی‌شک ـ نخواهد توانست نیز امنیت را برای خود آنها به ارمغان آورد. امروز با تأسف فراوان دیده میشود که کشورهای دارنده‌ی بیشترین تسلیحات هسته‌ئی، اراده‌ئی جدّی و واقعی برای حذف این ابزارهای مرگبار از دکترین نظامی خود ندارند و آن را همچنان عامل رفع تهدید و شاخصی مهم در تعریف جایگاه سیاسی و بین‌المللی خود میدانند. این تصور، به کلّی مردود و مطرود است.


سلاح هسته‌ئی نه تأمین‌کننده‌ی امنیت و نه مایه‌ی تحکیم قدرت سیاسی است، بلکه تهدیدی برای این هر دو است. حوادث دهه‌ی ۹۰ قرن بیستم نشان داد که داشتن این تسلیحات نمیتواند رژیمی همانند شوروی سابق را هم حفظ کند. امروز نیز کشورهائی را میشناسیم که با داشتن بمب‌اتم، در معرض امواج ناامنی‌های مهلک‌اند.


جمهوری اسلامی ایران استفاده از سلاح هسته‌ئی و شیمیائی و نظائر آن را گناهی بزرگ و نابخشودنی می داند. ما شعار «خاورمیانه‌ی عاری از سلاح هسته‌ئی» را مطرح کرده‌ایم و به آن پایبندیم. این به معنی چشم‌پوشی از حق بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ئی و تولید سوخت هسته‌ئی نیست.

استفاده‌ی صلح‌آمیز از این انرژی براساس قوانین بین‌المللی حق همه‌ی کشورها است. همه باید بتوانند از این انرژی سالم در مصارف گوناگون حیاتی کشور و ملتشان استفاده کنند و در اِعمال این حق وابسته به دیگران نباشند. چند کشور غربی که خود دارنده‌ی سلاح هسته‌ئی و مرتکب این کار غیرقانونی‌اند،‌ مایلند توان تولید سوخت هسته‌ئی را نیز در انحصار خود نگهدارند.

حرکتی مرموز در حال شکل‌گیری است تا انحصار تولید و فروش سوخت هسته‌ئی را در مراکزی با نام بین‌المللی ولی در واقع در پنجه‌ی چند کشور معدود غربی، تثبیت و دائمی کنند.


طنز تلخ روزگار ما آن است که دولت آمریکا که دارنده‌ی بیشترین و مرگبارترین سلاحهای هسته‌ئی و دیگر سلاحهای کشتارجمعی و تنها مرتکب به کارگیری آن است،‌ امروز میخواهد پرچم مخالفت با اشاعه‌ی هسته‌ئی را به دوش بگیرد. آنها و شرکای غربی‌شان رژیم صهیونیستی غاصب را به سلاح‌های هسته‌ئی مجهز کرده و برای این منطقه‌ی حساس، تهدیدی بزرگ فراهم کرده‌اند؛

اما همین مجموعه‌ی فریب‌گر، استفاده‌ی صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ئی را برای کشورهای مستقل بر‌نمی‌تابند و حتی با تولید سوخت هسته‌ئی برای رادیو داروها و دیگر مصارف صلح‌آمیز انسانی با هر چه در توان دارند ستیزه‌گری میکنند. بهانه‌ی دروغین آنان، بیم از تولید سلاح هسته‌ئی است.

در مورد جمهوری اسلامی ایران، آنان خود میدانند که دروغ می گویند اما سیاست‌ورزی، آنگاه که کمترین اثری از معنویت در آن نباشد، دروغ را هم مجاز می شمرد. آیا آن که در قرن بیست‌ویکم زبان به تهدید اتمی می‌گشاید و شرم نمیکند، از دروغ‌گوئی پرهیز و شرم خواهد کرد؟!


من تأکید میکنم که جمهوری اسلامی هرگز در پی تسلیحات هسته‌ئی نیست و نیز هرگز از حق ملّت خود در استفاده‌ی صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ئی چشم‌پوشی نخواهد کرد. شعار ما «انرژی هسته‌ئی برای همه و سلاح هسته‌ئی برای هیچکس» است.

ما بر این هر دو سخن پای‌ خواهیم فشرد و می دانیم که شکستن انحصار چند کشور غربی در تولید انرژی هسته‌ئی در چهارچوب معاهده‌ی عدم اشاعه به سود همه‌ی کشورهای مستقل و از جمله کشورهای عضو جنبش عدم تعهد است.


تجربه‌ی سه دهه ایستادگی موفقت‌آمیز در برابر زورگوئی‌ها و فشارهای همه‌جانبه‌ی آمریکا و متحدانش، جمهوری اسلامی را به این باور قطعی رسانده است که مقاومت یک ملت متحد و دارای عزم راسخ، قادر است بر همه‌ی خصومتها و عنادها فائق آید و راه افتخارآمیز به سوی هدفهای بلند خود را بگشاید.

پیشرفتهای همه‌جانبه‌ی کشور ما در دو دهه‌ی اخیر واقعیتی است که در برابر چشم همگان قرار دارد و رصدکنندگان رسمی بین‌المللی مکرراً بدان اذعان کرده‌اند، و این همه در شرائط تحریمها و فشارهای اقتصادی و تهاجم تبیلغاتی شبکه‌های وابسته به امریکا و صهیونیسم اتفاق افتاده است.

تحریمهائی که یاوه‌گویان، آن را فلج‌کننده نامیدند، نه تنها ما را فلج نکرده است و نخواهد کرد، بلکه گامهای ما را محکمتر و همت ما را بلندتر و اطمینان ما را به درستی تحلیلهای خود و نیز به توانائی درون‌زای ملّتمان راسختر کرده است. ما یاری  خداوند را در این چالشها بارها و بارها به چشم دیده‌ایم.


میهمانان گرامی!
لازم میدانم در اینجا از یک مسأله‌ی بسیار مهم سخن بگویم که اگر چه مربوط به منطقه‌ی ما است ولی ابعاد گسترده‌ی آن از این منطقه فراتر رفته و سیاستهای جهانی را در طول چندین دهه تحت تأثیر قرار داده است. و آن مسأله‌ی دردآور فلسطین است.

خلاصه‌ی این ماجرا آن است که یک کشور مستقل و دارای شناسنامه‌ی روشن تاریخی بنام فلسطین، بر اساس یک توطئه‌ی وحشتناک غربی با سردمداری انگلیس در دهه‌ی چهل قرن بیستم،‌ از ملت آن، غصب و به زور سلاح و کشتار و فریب، به جماعتی که عمدتاً از کشورهای اروپائی مهاجرت داده‌شده‌اند، واگذار گردیده است.

این غصب بزرگ که در آغاز با کشتارهای جمعی مردم بی‌دفاع در شهرها و روستاها و راندن مردم از خانه و کاشانه‌ی خود به کشورهای هم‌مرز همراه بود، در طول بیش‌از شش دهه همچنان با همین جنایتها ادامه یافته است و امروز هم ادامه دارد. این یکی از مهمترین مسائل جامعه‌ی بشریت است.

سران سیاسی و نظامی رژیم غاصب صهیونیست، در این مدت از هیچ جنایتی پرهیز نکرده‌اند؛ از کشتار مردم و ویران کردن خانه‌ها و مزارع آنان و دستگیری و شکنجه‌ی مردان و زنان و حتی کودکان آنان، تا تحقیر و توهین به کرامت این ملت و سعی در نابودی و هضم آن در معده‌ی حرامخوار رژیم صهیونیستی، و تا با حمله به اردوگاههای آنان در خود فلسطین و در کشورهای همسایه که میلیونها آواره را در خود جای می داده است.

نامهای صبرا و شتیلا و قانا و دیریاسین و امثال اینها با خون مردم مظلوم فلسطین در تاریخ منطقه‌ی ما ثبت شده است. اکنون نیز پس از شصت و پنجسال هنوز همچنان همین جنایتها در رفتار گرگان درنده‌ی صهیونیست با باقی‌ماندگان در سرزمینهای اشغالی ادامه دارد. آنها پی در پی جنایتهای جدیدی می آفرینند و منطقه را با بحران تازه‌ئی روبرو می کنند.

کمتر روزی است که خبری از قتل و جرح و زندانی کردن جوانهائی مخابره نشود که به دفاع از وطن و کرامت خود برخاسته و به ویرانگری مزارع و خانه‌های خود اعتراض کرده‌اند. رژیم صهیونیستی که با به راه انداختن جنگهای فاجعه‌بار و کشتار مردم و اشغال سرزمینهای عربی و سازماندهی تروریسم دولتی در منطقه و جهان، دهها سال ترور و جنگ و شرارت به راه انداخته، ملت فلسطین را که برای احقاق حق خود به پا خاسته و مبارزه می کنند، تروریست می نامد

و شبکه‌ی رسانه‌های متعلق به صهیونیزم و بسیاری از رسانه‌های غربی و مزدور نیز با زیر پا گذاشتن تعهّد اخلاقی و رسانه‌ئی، این دروغ بزرگ را تکرار میکنند. سردمداران سیاسی مدّعی حقوق‌بشر  نیز چشم بر این همه جنایت بسته و بدون شرم و پروا، از آن رژیم فاجعه‌آفرین حمایت کرده در نقش وکیل‌مدافع آن ظاهر می شوند.


سخن ما آن است که فلسطین متعلق به فلسطینی‌ها است و ادامه‌ی اشغال آن، ظلمی بزرگ، تحمل‌ناپذیر و خطری عمده برای صلح و امنیت جهانی است. همه‌ی راه‌هائی که غربیها و وابستگان آنها برای «حل مسأله‌ی فلسطین» پیشنهاد کرده و پیموده‌اند، غلط و ناموفق بوده است و در آینده نیز چنین خواهد بود.

ما راه‌حلّی عادلانه و کاملاً دموکراتیک را پیشنهاد کرده‌ایم؛ همه‌ی فلسطینی‌ها، چه ساکنان کنونی آن و چه کسانی که به کشورهای دیگر رانده شده و هویت فلسطینی خود را حفظ کرده‌اند، اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی در یک همه‌پرسی عمومی با نظارتی دقیق و اطمینان‌بخش، شرکت کنند

و ساختار نظام سیاسی این کشور را انتخاب نمایند و همه‌ی فلسطینیانی که سالها رنج آوارگی را تحمل کرده‌اند به کشور خود باز گردند و در این همه‌پرسی و سپس تدوین قانون اساسی و انتخابات، شرکت نمایند. آنگاه صلح برقرار خواهدشد.

در اینجا مایلم پندی خیرخواهانه به سیاستمداران آمریکائی که تاکنون همواره به عنوان مدافع و پشتیبان رژیم صهیونیستی در صحنه حاضر  شده‌اند بدهم: این رژیم تاکنون برای شما دردسرهای بیشمار داشته است؛ چهره‌ی شما را در میان ملتهای منطقه، منفور و شما را در چشم آنان شریک جنایات صهیونیستهای غاصب معرفی کرده است؛

هزینه‌های مادی و معنوی که در طول سالهای متمادی از این رهگذر به دولت و ملت آمریکا تحمیل شده است سرسام‌آور است،‌ و احتمالاً در آینده اگر همین روش ادامه یابد هزینه‌های شما سنگینتر هم خواهد شد. بیائید به پیشنهاد جمهوری اسلامی درباره‌ی همه‌پرسی بیندیشید، و با تصمیمی شجاعانه خود را از گره ناگشودنی کنونی نجات دهید. بیشک مردم منطقه و همه‌ی آزاداندیشان گیتی از این اقدام، استقبال خواهند کرد.


میهمانان محترم!
اکنون به سخن آغازین باز میگردم. شرائط گیتی حساس و جهان در حال گذار از یک پیچ تاریخی بسیار مهم است. انتظار میرود که نظمی نوین در حال تولد یافتن باشد. مجموعه‌ی غیرمتعهدها حدود دو سوم اعضاء جامعه‌ی جهانی را در خود جای داده است و میتواند در شکل‌دهی آینده نقشی بزرگ ایفاء کند.

تشکیل این اجلاس بزرگ در تهران نیز خود حادثه‌ای پرمعنی است که باید در محاسبات به کار آید. ما اعضاء این جنبش با هم‌افزائی امکانات و ظرفیتهای گسترده‌ی خود میتوانیم برای نجات جهان از ناامنی و جنگ و سلطه‌گری نقشی تاریخی و ماندگار بیافرینیم.


این مقصود فقط با همکاریهای همه‌جانبه‌ی ما با یکدیگر امکان‌پذیر است. در میان ما کشورهای بسیار ثروتمند و نیز کشورهای دارای نفوذ بین‌المللی کم نیستند. علاج مشکلات با همکاریهای اقتصادی و رسانه‌ئی و انتقال تجربه‌های پیش‌برنده و تعالی‌بخش، کاملاً‌ امکان‌پذیر است.

باید عزمهامان را راسخ کنیم؛‌ به هدفها وفادار بمانیم؛ از اخم قدرتهای زورگو نترسیم و به لبخند آنان دل‌خوش نکنیم؛ اراده‌ی الهی و قوانین آفرینش را پشتیبان خود بدانیم؛ به شکست تجربه‌ی اردوگاه کمونیستی  در دو دهه پیش و شکست سیاستهای باصطلاح : لیبرال دموکراسی غربی در حال حاضر ـ که نشانه‌های آن را در خیابانهای کشورهای اروپائی و امریکا و گره‌های ناگشودنی اقتصاد این کشورها همه می‌بینند ـ با چشم عبرت بنگریم.

و بالاخره سقوط دیکتاتورهای وابسته به امریکا و همدست رژیم صهیونیستی در شمال آفریقا و بیداری اسلامی در کشورهای منطقه را فرصتی بزرگ بشماریم. ما میتوانیم به ارتقاء « بهره‌وری سیاسی» جنبش عدم تعهد در مدیریت جهانی بیندیشیم؛ می توانیم برای تحول در این مدیریت،‌ سندی تاریخی تهیه کنیم و ابزارهای اجرائی آن را فراهم نمائیم؛

می توانیم حرکت به سمت همکاریهای مؤثر اقتصادی را طرّاحی و الگوهای ارتباط فرهنگی میان خود را تعریف کنیم.

بیشک تشکیل دبیرخانه‌ی فعال و پرانگیزه‌ئی برای این تشکیلات، خواهد توانست به حصول این مقاصد کمکی بزرگ و پر تأثیر تقدیم کند.                 

                        
متشکرم

=-=-=-=-=

 

 

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

کلمة سماحة آیة الله العظمى الإمام الخامنئی فی مراسم افتتاح المؤتمر السادس عشر لدول عدم الانحیاز  طباعة

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=


بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین، و الصلاة و السلام على الرسول الأعظم الأمین، و على آله الطاهرین، و صحبه المنتجبین، و على جمیع الأنبیاء و المرسلین.
نرحب بکم أیها الضیوف الأعزاء الرؤساء و الوفود الممثلة لبلدان حرکة عدم الانحیاز، و سائر المشارکین فی هذا المؤتمر الدولی الکبیر.
لقد اجتمعنا هنا لنواصل بعون الله و هدایته، و حسب مقتضیات العالم الراهن و احتیاجاته، المسیرة و التیار الذی تأسّس قبل ستة عقود بفضل وعی و شجاعة عدد من القادة السیاسیین المخلصین ذوی الشعور بالمسؤولیة و تشخیصهم للظروف، بل و نبثّ فیه روحاً و حرکة جدیدتین.
لقد اجتمع ضیوفنا هنا من مناطق بعیدة و قریبة جغرافیاً، و هم ینتمون لشعوب و أعراق متنوعة و ذات میول عقیدیة و ثقافیة و تاریخیة و تراثیة شتى، و لکن کما قال «أحمد سوکارنو» أحد مؤسسی هذه الحرکة فی مؤتمر باندونغ المعروف سنة 1955 م فإن أساس تشکیل عدم الانحیاز لیس الوحدة الجغرافیة و لا العرقیة و لا الدینیة، بل وحدة الحاجة. فی ذلک الیوم کانت البلدان الأعضاء فی حرکة عدم الانحیاز بحاجة إلى أواصر تستطیع أن تحمیها من هیمنة الشبکات المقتدرة و المستکبرة و الجشعة. و الیوم فإن هذه الحاجة لا تزال قائمة مع تطوّر أدوات الهیمنة و اتساعها.
و أرید أن أثیر حقیقة أخرى..
لقد علّمنا الإسلام أن للبشر رغم تنوّعهم العرقی و اللغوی و الثقافی فطرة واحدة تدعوهم للطهر و العدالة و الإحسان و التعاطف و التعاون، و هذه الطبیعة المشترکة هی التی إن افلتت بسلام من الدوافع المُضلّلة فستهدی البشر إلى التوحید و معرفة ذات الله تعالى.
إن هذه الحقیقة الساطعة لها القدرة على أن تکون رصیداً و سنداً لتأسیس مجتمعات حرّة شامخة تتمتّع بالتقدّم و العدالة إلى جانب بعضهما، و تنشر إشعاعات الروح المعنویة على کل الأنشطة المادیة و الدنیویة للبشر، و توفّر لهم جنّة دنیویة قبل الجنّة الأخرویة الموعودة فی الأدیان الإلهیة. و نفس هذه الحقیقة المشترکة العامة هی التی یمکنها أن تُرسی دعائم حالات من التعاون الأخوی بین شعوب لا شبه فی ما بینها من حیث الشکل الظاهری و السوابق التاریخیة و الإقلیمیة الجغرافیة.
متى ما قام التعاون الدولی على مثل هذا الأساس فسوف تشیّد الدول العلاقات فی ما بینها لا على رکائز الخوف و التهدید، أو الجشع و المصالح الأحادیة الجانب، أو سمسرة الخونة و البائعین لأنفسهم، بل على أساس المصالح السلیمة و المشترکة، و فوق ذلک المصالح الإنسانیة، و یُریحوا بذلک ضمائرهم الیقظة و بالَ شعوبهم من الهموم.
هذا النظام المبدئی یقف على الضدّ من نظام الهیمنة الذی اطلقته القوى الغربیة المتسلّطة فی القرون الأخیرة، و روّجت له و کانت السبّاقة إلیه، و تفعل ذلک فی الوقت الحاضر الحکومة الأمریکیة المعتدیة المتعسّفة.   أیها الضیوف الأعزاء...
لا تزال المبادئ و الأهداف الأصلیة لحرکة عدم الانحیاز الیوم قائمة حیّة رغم مرور ستة عقود.. مبادئ مثل مکافحة الاستعمار، و الاستقلال السیاسی و الاقتصادی و الثقافی، و عدم الالتزام لأقطاب القوة فی العالم، و رفع مستوى التضامن و التعاون بین البلدن الأعضاء. و الواقع فی العالم الیوم لیس بالقریب من هذه المبادئ و الأهداف، لکن الإرادة الجمعیة و المساعی الشاملة لتجاوز هذا الواقع و الوصول إلى المبادئ و الأهداف تبعث على الأمل و النتائج الإیجابیة رغم ما یحفّها من التحدیات.
لقد شهدنا فی الماضی القریب انهیار سیاسات فترة الحرب الباردة، و ما تلا ذلک من الأحادیة القطبیة. و العالم باستلهامه العبر من هذه التجربة التاریخیة یمرّ بفترة انتقالیة إلى نظام دولی جدید، و بمقدور حرکة عدم الانحیاز و یجب علیها أن تمارس دوراً جدیداً. ینبغی أن یقوم هذا النظام على أساس المشارکة العامة و المساواة فی الحقوق بین الشعوب، و تضامننا نحن البلدان الأعضاء فی هذه الحرکة من الضروریات البارزة فی الوقت الراهن لأجل انبثاق هذا النظام الجدید.
لحسن الحظ فإن أفق التطورات العالمیة یبشّر بنظام متعد[د الوجوه تترک فیه أقطاب القوة التقلیدیة مکانها لمجموعة من البلدان و الثقافات و الحضارات المتنوعة ذات المنابت الاقتصادیة و الاجتماعیة و السیاسیة المختلفة. الأحداث المذهلة التی شهدناها طوال العقود الثلاثة الأخیرة تشیر بوضوح إلى أن انبثاق القوى الجدیدة کان مصحوباً بضعف القوى القدیمة. و هذا التغیّر التدریجی فی القوة یمنح بلدان عدم الانحیاز الفرصة لتتولى دوراً مؤثراً و مناسباً فی الساحة العالمیة، و توفّر الأرضیة لإدارة عادلة و مشترکة حقاً للعالم. لقد استطعنا نحن البلدان الأعضاء فی هذه الحرکة الحفاظ على تضامننا و أواصرنا فی إطار المبادئ و الأهداف المشترکة لفترة طویلة من الزمن على الرغم من تنوّع المیول و التصوّرات، و هذا لیس بالمکسب الصغیر أو البسیط. هذه الأواصر بوسعها أن تکون الرصید للانتقال إلى نظام إنسانی عادل.
الظروف الراهنة فی العالم فرصة قد لا تتکرّر لحرکة عدم الانحیاز. ما نقوله هو أن غرفة عملیات العالم یجب أن لا تُدار بدکتاتوریة عدة بلدان غربیة. ینبغی التمکّن من تشکیل و تأمین مشارکة دیمقراطیة عالمیة على صعید الإدارة الدولیة. هذه هی حاجة کل البلدان التی تضرّرت و تتضرّر بشکل مباشر و غیر مباشر من تطاول عدة بلدان تسلطیة متعسّفة.
مجلس الأمن الدولی ذو بنیة و آلیات غیر منطقة و غیر عادلة و غیر دیمقراطیة بالمرّة. هذه دکتاتوریة علنیة و وضع قدیم منسوخ انقضى تاریخ استهلاکه. و قد استغلت أمریکا و أعوانها هذه الآلیات المغلوطة فاستطاعت فرض تعسّفها على العالم بلبوس المفاهیم النبیلة. إنهم یقولون «حقوق الإنسان» و یقصدون المصالح الغربیة، و یقولون «الدیمقراطیة» و یضعون محلّها التدخل العسکری فی البلدان، و یقولون «محاربة الإرهاب» و یستهدفون بقنابلهم و أسلحتهم الناس العزّل فی القرى و المدن. البشر من وجهة نظرهم ینقسمون إلى مواطنین من الدرجة الأولى و الثانیة و الثالثة. أرواح البشر فی آسیا و أفریقیا و أمریکا اللاتینیة رخیصة، و فی أمریکا و غرب أوربا غالیة. و الأمن الأمریکی و الأوربی مهم، و أمن باقی البشر لا أهمیة له. و التعذیب و الاغتیالات إذا جاءت على ید الأمریکان و الصهاینة و عملائهم فهی جائزة و ممکن غضّ الطرف عنها تماماً. و لا تؤلم ضمائرهم سجونهم السریّة التی تشهد فی مناطق متعددة من العالم فی شتى القارات أقبحَ و أبشعَ السلوکیات مع السجناء العزّل الذین لا محام لهم و لا محاکمات. الحسن و السیئ أمور انتقائیة تماماً و ذات تعاریف أحادیة الجانب. یفرضون مصالحهم على الشعوب باسم القوانین الدولیة، و کلامَهم التعسّفی غیر القانونی باسم المجتمع العالمی، و یستخدمون شبکاتهم الإعلامیة الاحتکاریة المنظمة لیظهروا أکاذیبهم حقیقة، و باطلهم حقاً، و ظلمهم عدالة، و فی المقابل یسمّون أی کلام حق یفضح مخادعاتهم کذباً، و أیة مطالیب حقة تمرداً.
أیها الأصدقاء.. هذا الواقع المعیب البالغ الأضرار مما لا یمکن مواصلته. الکلّ تعبوا من هذه الهندسة الدولیة الخاطئة. نهضة التسعة و التسعین بالمائة فی أمریکا المناهضة لمراکز الثروة و القوة فی ذلک البلد، و الاعتراضات العامة فی بلدان أوربا الغربیة على السیاسات الاقتصادیة لحکوماتهم تدلّ على نفاد صبر الشعوب من هذا الوضع. یجب معالجة هذا الوضع غیر المعقول.
الأواصر المتینة و المنطقیة و الشاملة للبلدان الأعضاء فی حرکة عدم الانحیاز یمکنها أن تترک تأثیرات عمیقة فی العثور على طریق العلاج و السیر فیه.
أیها الحضور المحترمون ...
السلام و الأمن الدولیان من القضایا المُحرجة فی عالمنا الیوم، و نزع أسلحة الدمار الشامل المُفجعة ضرورة فوریة و مطلب عام. الأمن فی عالم الیوم ظاهرة مشترکة لا یمکن التمییز فیها. الذین یخزنون الأسلحة اللاإنسانیة فی ترساناتهم لا یحقّ لهم أن یعتبروا أنفسهم حملة رایات الأمن العالمی. فهذا لن یستطیع بلا شک توفیر الأمن حتى لهم. یُلاحظ الیوم للأسف الشدید أن البلدان المالکة لأکثر مقدار من الأسلحة النوویة لا تحمل إرادة جادّة و حقیقیة لإلغاء هذه الأدوات الإبادیة من مبادئها العسکریة، و لا تزال تعتبرها عاملاً لصدّ التهدیدات و مؤشراً مهماً فی تعریف مکانتها السیاسیة و الدولیة. و هذه رؤیة مرفوضة تماماً.
السلاح النووی لا یضمن الأمن و لا یحقق تکریس السلطة السیاسیة، إنما هو تهدید لکلا هذین الأمرین. لقد أثبتت أحداث عقد التسعینات من القرن العشرین أن امتلاک هذه الأسلحة لا یمکنه صیانة نظام مثل النظام السوفیتی السابق. و الیوم أیضاً نعرف بلداناً تمتلک القنبلة الذریة و تتعرّض لأعنف العواصف الأمنیة.
الجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة تعتبر استخدام الأسلحة النوویة و الکیمیاویة و أمثالها ذنباً کبیراً لا یغتفر. لقد اطلقنا شعار «شرق أوسط خال من السلاح النووی» و نلتزم بهذا الشعار. و هذا لا یعنی غضّ الطرف عن حق الاستفادة السلمیة من الطاقة النوویة و إنتاج الوقود النووی. الاستخدام السلمی لهذه الطاقة حقّ لکل البلدان حسب القوانین الدولیة. یجب أن یستطیع الجمیع استخدام هذه الطاقة السلیمة فی شتى مجالات الحیاة لبلدانهم و شعوبهم، و لا یکونوا تابعین للآخرین فی تمتّعهم بهذا الحق. لکن بعض البلدان الغربیة التی تمتلک هی السلاح النووی و ترتکب هذا العمل غیر القانونی ترغب فی أن تحتکر القدرة على إنتاج الوقود النووی. ثمة تحرّک غامض مُریب راح یتکوّن لتکریس و استمرار احتکار إنتاج و بیع الوقود النووی داخل مراکز تُسمّى دولیة، لکنها فی الواقع فی قبضة بضعة بلدان غربیة.
و السخریة المرّة فی عصرنا هی أن الحکومة الأمریکیة التی تمتلک أکبر مقدار من الأسلحة النوویة و غیرها من أسلحة الدمار الشامل و أکثرها فتکاً، و هی الوحیدة التی ارتکبت جریمة استخدام هذه الأسلحة، ترید الیوم أن تکون حاملة رایة معارضة الانتشار النووی! هم و شرکاؤهم الغربیون زوّدوا الکیان الصهیونی الغاصب بالأسلحة النوویة و خلقوا تهدیداً کبیراً لهذه المنطقة الحسّاسة، لکن نفس هذه الجماعة المخادعة لا تطیق الاستخدام السلمی للطاقة النوویة من قبل البلدان المستقلة، بل و یعارضون بکل قدراتهم إنتاج الوقود النووی لغرض الأدویة و سائر الاستهلاکات السلمیة الإنسانیة، و ذریعتهم الکاذبة الخوف من إنتاج سلاح نووی. و بخصوص الجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة فهم أنفسهم یعلمون أنهم یکذبون، لکن الممارسات السیاسیة حینما لا یکون فیها أدنى أثر للمعنویة، تُجیز الکذب أیضاً. و الذی لا یستحی فی القرن الحادی و العشرین من إطلاق لسانه بالتهدیدات النوویة هل تراه یتحاشى و یستحی من الکذب؟!
إننی أؤکد أن الجمهوریة الإسلامیة لا تسعى أبداً للتسلح النووی، کما لن تغضّ الطرف أبداً عن حق شعبها فی الاستخدام السلمی للطاقة النوویة. شعارنا هو «الطاقة النوویة للجمیع، و السلاح النووی ممنوع على الجمیع». و سوف نصرّ على هذین القولین، و نعلم أن کسر احتکار عدة بلدان غربیة لإنتاج الطاقة النوویة فی إطار معاهدة حظر الانتشار هو لصالح کل البلدان المستقلة بما فی ذلک البلدان الأعضاء فی حرکة عدم الانحیاز.
تجربة ثلاثة عقود من الصمود الناجح حیال التعسّفات و الضغوط الشاملة لأمریکا و حلفائها أوصلت الجمهوریة الإسلامیة إلى قناعة حاسمة فحواها أن مقاومة شعب متّحد و ذی عزیمة راسخة بوسعها التغلب على کل الهجمات المخاصمة المعاندة، و فتح طریق الفخر نحو الأهداف العلیا. التقدم الشامل لبلادنا فی غضون العقدین الأخیرین حقیقة تنتصب أمام أعین الجمیع، و قد اعترف بها المراقبون الرسمیون الدولیون مراراً، و قد حصل کل هذا فی ظروف الحظر و الضغوط الاقتصادیة و الهجمات الإعلامیة للشبکات التابعة لأمریکا و الصهیونیة. حالات الحظر التی سمّاها الهاذرون باعثة على الشلل لم تبعث على شللنا و لن تبعث علیه، و لیس هذا و حسب بل و رسّخت خُطانا، و علّت من هممنا، و عمّقت ثقتنا بصحة تحلیلاتنا و بالقدرات الداخلیة لشعبنا. لقد رأینا بأعیننا مرّات و مرّات معونة الله على هذه التحدّیات.
أیها الضیوف الأعزاء ...
أرى من الضروری هنا التطرّق إلى قضیة جد مهمة. و مع أنها قضیة تتعلق بمنطقتنا لکن أبعادها الواسعة تجاوزت هذه المنطقة و ترکت تأثیراتها على السیاسات العالمیة طوال عدة عقود، ألا و هی قضیة فلسطین المؤلمة. خلاصة هذه القضیة هی أن بلداً مستقلاً ذا هویة تاریخیة واضحة اسمه فلسطین اغتصب من شعبه فی إطار مؤامرة غربیة مُرعبة بزعامة بریطانیا فی عقد الأربعینیات من القرن العشرین، و مُنِح بقوة السلاح و المذابح و المخادعات لجماعةٍ هُجّر معظمهم من البلدان الأوربیة. هذا الاغتصاب الکبیر الذی رافقته فی بدایاته عملیات تقتیل جماعیة للناس العزّل فی المدن و القرى، و تهجیرهم من بیوتهم و دیارهم إلى البلدان المجاورة، تواصل طوال أکثر من ستة عقود على نفس الوتیرة من الجرائم، و لا یزال مستمراً الیوم أیضاً. هذه إحدى أهم قضایا المجتمع الإنسانی. و لم یتورّع الزعماء السیاسیون و العسکریون للکیان الصهیونی الغاصب طوال هذه الفترة عن ارتکاب أیة جریمة بدءاً من تقتیل الناس و هدم بیوتهم و تدمیر مزارعهم، و اعتقال و تعذیب رجالهم و نسائهم و حتى أطفالهم، إلى الإهانات و الإذلال الذی مارسوه ضد کرامة هذا الشعب، و السعی لسحقه و هضمه فی معدة الکیان الصهیونی المولعة بالحرام، و إلى الهجوم على مخیّماتهم التی تضمّ ملایین المشرّدین فی فلسطین نفسها و البلدان المجاورة. أسماء مثل «صبرا» و «شاتیلا» و «قانا» و «دیر یاسین» مسجّلة فی تاریخ منطقتنا بدماء الشعب الفلسطینی المظلوم. و الآن أیضاً، و بعد مرور خمسة و ستین عاماً، تتواصل نفس هذه الجرائم فی سلوکیات الذئاب الصهیونیة الضاریة بالبقاء فی الأراضی المحتلة. إنهم یرتکبون الجرائم الجدیدة تباعاً و یخلقون أزمات جدیدة للمنطقة. قلّ ما یمرّ یوم لا تبث فیه أنباء عن قتل و إصابة و سجن الشباب الناهضین للدفاع عن وطنهم و کرامتهم و المعترضین على تدمیر مزارعهم و بیوتهم. الکیان الصهیونی الذی أطلق الحروب الکارثیة، و قتل الناس، و احتلّ الأراضی العربیة، و نظّم إرهاب الدولة فی المنطقة و العالم، و راح یُمارس الإرهاب و الاغتیالات و الحروب و الشرور لعشرات الأعوام، یُسمّی أبناء الشعب الفلسطینی الثائر المناضل من أجل إحقاق حقوقه إرهابیین، و الشبکات الإعلامیة التابعة للصهیونیة و الکثیر من وسائل الإعلام الغربیة و المرتزقة تکرّر هذه الکذبة الکبرى ساحقة بذلک التزامها الأخلاقی و الإعلامی. و الزعماء السیاسیون المتشدّقون بحقوق الإنسان یغضّون الأنظار عن کل هذه الجرائم، و یدعمون دون خوف أو خجل ذلک الکیان الصانع للکوارث، و یظهرون فی هیئة المحامی المدافع عنه.
ما نقوله هو أن فلسطین للفلسطینیین، و الاستمرار فی احتلالها ظلم کبیر لا یطاق، و خطر أساسی على السلام و الأمن العالمیین. کل السبل التی اقترحها و سار فیها الغربیون و أتباعهم لـ «حلّ القضیة الفلسطینیة» خاطئة و غیر ناجحة، و کذلک سیکون الأمر فی المستقبل أیضاً. و قد اقترحنا سبیل حلّ عادل و دیمقراطی تماماً. یشارک کل الفلسطینیین، من مسلمین و مسیحیین و یهود، سواء الذین یسکنون حالیاً فی فلسطین أو الذین شرّدوا إلى بلدان أخرى و احتفظوا بهویتهم الفلسطینیة، یشارکون فی استفتاء عام بإشراف دقیق و موثوق، فینتخبون البنیة السیاسیة لهذا البلد، و یعود کل الفلسطینیین الذین تحمّلوا لسنوات طویلة آلام التشرّد إلى بلدهم فیشارکوا فی هذا الاستفتاء، ثم تدوین الدستور و الانتخابات. و عندها سیعمّ السلام.

و أودّ هنا أن أقدّم نصیحة خیّرة للساسة الأمریکان الذین ظهروا دوماً کمدافعین عن الکیان الصهیونی و داعمین له. لقد سبّب لکم هذا الکیان لحد الآن الکثیر من المتاعب، و جعلکم وجهاً کریهاً بین شعوب المنطقة، و شریکاً لجرائم الصهاینة الغاصبین فی أعین هذه الشعوب. و التکالیف المادیة و المعنویة التی فرضت على الحکومة و الشعب فی أمریکا طوال هذه الأعوام المتمادیة تکالیف باهضة، و إذا استمر هذا النهج فی المستقبل فمن المحتمل أن تکون التکالیف التی تتحمّلونها أکبر. فتعالوا و فکّروا فی اقتراح الجمهوریة الإسلامیة بشأن الاستفتاء، و اتخذوا قراراً شجاعاً تنقذون به أنفسکم من هذه العقدة المستعصیة. و لا شک أن شعوب المنطقة و کل الأحرار فی العالم سیرحّبون بهذه الخطوة.
أیها الضیوف المحترمون...
أعود إلى کلامی الأول فأقول إن ظروف العالم حسّاسة، و العالم یمرّ بمنعطف تاریخی جد مهم. و من المتوقع أن یکون ثمة نظام جدید فی طریقه إلى الولادة و الظهور. و مجموعة بلدان عدم الانحیاز تضمّ نحو ثلثی أعضاء المجتمع العالمی، و بوسعها ممارسة دور کبیر فی صیاغة المستقبل و رسمه. و تشکیل هذا المؤتمر الکبیر فی طهران له بدوره معنى عمیق ینبغی أن یُؤخذ بنظر الاعتبار فی الحسابات. نحن أعضاء هذه الحرکة نستطیع عبر تظافر إمکانیاتنا و طاقاتنا الواسعة ممارسة دور تاریخی باق من أجل إنقاذ العالم من الحروب و الهیمنة و انعدام الأمن.
و هذا الهدف لا یتحقق إلا بالتعاون الشامل فی ما بیننا. لیست قلیلة بیننا البلدان الثریة جداً و البلدان ذات نفوذ دولی. و معالجة المشکلات بالتعاون الاقتصادی و الإعلامی و تبادل التجارب التقدمیة أمور متاحة تماماً. یجب أن نرسّخ عزیمتنا و نکون أوفیاء للأهداف، و لا نخشى سخط القوى العاتیة، و لا نفرح و نطمئن لابتساماتها، و یجب أن نعتبر الإرادة الإلهیة و قوانین الخلقة دعامة لنا، و ننظر بعین العِبرة لانهیار تجربة المعسکر الشیوعی قبل عقدین، و انهیار سیاسات ما یسمّى باللیبرالیة الدیمقراطیة الغربیة فی الوقت الحاضر، و الذی یرى الجمیع مؤشراته فی شوارع البلدان الغربیة و الأمریکیة و العقد المستعصیة فی اقتصاد هذه البلدان. و بالتالی لنعتبر سقوط المستبدین التابعین لأمریکا و المتعاونین مع الکیان الصهیونی فی شمال أفریقیا، و الصحوة الإسلامیة فی بلدان المنطقة، لنعتبرها فرصة کبیرة. بإمکاننا أن نفکّر برفع مستوى الفائدة السیاسیة لحرکة عدم الانحیاز فی إدارة العالم، و بمقدورنا إعداد وثیقة تاریخیة لإیجاد تحوّل فی هذه الإدارة، و توفیر الأدوات التنفیذیة لها.. بوسعنا التخطیط لحالات تعاون اقتصادی، و إیضاح نماذج التواصل الثقافی بیننا. و لا ریب أن تأسیس أمانة عامة ناشطة و متحفزة لهذه المنظومة ستستطیع المساعدة على تحقیق هذه الأهداف بصورة کبیرة و مؤثرة.


و شکراً.

=-=-=-=-=
   

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

Supreme Leader’s Inaugural Speech at the 16th Non-Aligned Summit  Print

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=


The following is the full text of Ayatollah Khamenei’s inaugural address delivered on August 30, 2012 at the 16th Non-Aligned Summit in Tehran.

  In the Name of Allah, the Beneficent, the Merciful

 All praise belongs to Allah, the Lord of the Two Worlds, and may peace and blessings be upon the greatest and trustworthy Messenger and on his pure progeny, his select companions, and all the prophets and divine envoys.

I welcome you honorable guests, the leaders and delegations representing the member states of the Non-Aligned Movement, and all the other participants of this great international summit.

We have gathered here to continue a movement with God’s guidance and assistance and to give it new life and momentum on the basis of the current conditions and needs in the world. The movement was founded almost six decades ago thanks to the intelligence and courage of a few caring and responsible political leaders who were aware of the conditions and circumstances of their time.

  Our guests have gathered here from different geographical locations, far and near, and they belong to different nationalities and races with different ideological, cultural and historical characteristics, but just as Ahmad Sukarno, one of the founders of this movement said in the famous Bandung Conference in the year 1955, the basis of establishing the Non-Aligned Movement is not geographical or racial and religious unity, but rather unity of needs. At that time, the member states of the Non-Aligned Movement were in need of a bond that could safeguard them against authoritarian, arrogant and insatiable networks and today with the progress and spread of the instruments of hegemony, this need still exists.

I would like to point out another truth. Islam has taught us that in spite of their racial, linguistic and cultural differences, human beings share the same nature, which calls them to purity, justice, benevolence, compassion and cooperation. It is this universal human nature which – if it can safely steer away from misleading motives – guides human beings to monotheism and understanding of God’s transcendent essence.

This brilliant truth has such potential that it can form the foundation of societies which are free and proud and at the same time enjoy progress and justice. It can extend the light of spirituality to all material and worldly endeavors of humankind and it can create a paradise on earth for human beings in advance of the other-worldly paradise, which has been promised by divine religions. And it is this common and universal truth that can form the foundations of brotherly cooperation among the nations that do not share any similarities in terms of outward structures, historical background and geographical location.

Whenever international cooperation is based on such a foundation, governments will build their relationships with each other not on the basis of fear and threats, or greed and unilateral interests, or mediation of treasonous and venal individuals, but on the basis of wholesome and shared interests and more importantly, the interests of humanity. In this way, governments can relieve their awakened consciences and put the minds of their peoples at ease.

This values-based order is the exact opposite of the hegemony-based order, which has been upheld, propagandized and led by hegemonic Western powers in the recent centuries and by the domineering and aggressive government of America today.

  Dear guests, today after the passage of nearly six decades, the main values of the Non-Aligned Movement remain alive and steady: values such as anti-colonialism, political, economic and cultural independence, non-alignment with any power blocs, and improving solidarity and cooperation among the member states. The realities of today’s world fall short of those values, but the collective will and comprehensive efforts to change the existing realities and achieve these values, though full of challenges, are promising and rewarding.

  In the recent past, we have been witness to the failure of the policies of the Cold War era and the unilateralism that followed it. Having learnt lessons from this historical experience, the world is in transition towards a new international order and the Non-Aligned Movement can and should play a new role. This new order should be based on the participation of all nations and equal rights for all of them. And as members of this movement, our solidarity is an obvious necessity in the current era for establishing this new order.

  Fortunately, the outlook of global developments promises a multi-faceted system in which the traditional power blocs are replaced with a group of countries, cultures and civilizations from different economic, social and political origins. The striking events that we have witnessed over the past three decades clearly show that the emergence of new powers has coincided with the decline of the traditional powers. This gradual transition of power provides the non-aligned countries with an opportunity to play a significant and worthy role on the world stage and prepare the ground for a just and truly participatory global management. In spite of varying perspectives and orientations, we member states of this movement have managed to preserve our solidarity and bond over a long period of time within the framework of the shared values and this is not a simple and small achievement. This bond can prepare the ground for transitioning to a just and humane order.

Current global conditions provide the Non-Aligned Movement with an opportunity that might never arise again. Our view is that the control room of the world should not be managed by the dictatorial will of a few Western countries. It should be possible to establish and ensure a participatory system for managing international affairs, one that is global and democratic. This is what is needed by all the countries that have been directly or indirectly harmed as a result of the transgression of a few bullying and hegemonic countries.

The UN Security Council has an illogical, unjust and completely undemocratic structure and mechanism. This is a flagrant form of dictatorship, which is antiquated and obsolete and whose expiry date has passed. It is through abusing this improper mechanism that America and its accomplices have managed to disguise their bullying as noble concepts and impose it on the world. They protect the interests of the West in the name of “human rights”. They interfere militarily in other countries in the name of “democracy”. They target defenseless people in villages and cities with their bombs and weapons in the name of “combating terrorism”. From their perspective, humanity is divided into first-, second- and third-class citizens. Human life is considered cheap in Asia, Africa and Latin America, and expensive in America and Western Europe. The security of America and Europe is considered important, while the security of the rest of humanity is considered unimportant. Torture and assassination are permissible and completely ignored if they are carried out by America, the Zionists and their puppets. It does not trouble their conscience that they have secret prisons in various places on different continents, in which defenseless prisoners who have no legal representation and have not been tried in a court of law are treated in the most hideous and detestable way. Good and evil are defined in a completely one-sided and selective way. They impose their interests on the nations of the world in the name of “international law”. They impose their domineering and illegal demands in the name of “international community”. Using their exclusive and organized media network, they disguise their lies as the truth, their falsehood as true, and their oppression as efforts to promote justice. In contrast, they brand as lies every true statement that exposes their deceit and label every legitimate demand as roguish.

  Friends, this flawed and harmful situation cannot continue. Everybody has become tired of this faulty international structure. The 99 percent movement of the American people against the centers of wealth and power in America and the widespread protests of the people in Western Europe against the economic policies of their governments show that the people are losing their patience with this situation. It is necessary to remedy this irrational situation. Firm, logical and comprehensive bonds between member states of the Non-Aligned Movement can play an important role in finding a remedy.

  Honorable audience, international peace and security are among the critical issues of today’s world and the elimination of catastrophic weapons of mass destruction is an urgent necessity and a universal demand. In today’s world, security is a shared need where there is no room for discrimination. Those who stockpile their anti-human weapons in their arsenals do not have the right to declare themselves as standard-bearers of global security. Undoubtedly, this will not bring about security for themselves either. It is most unfortunate to see that countries possessing the largest nuclear arsenals have no serious and genuine intention of removing these deadly weapons from their military doctrines and they still consider such weapons as an instrument that dispels threats and as an important standard that defines their political and international position. This conception needs to be completely rejected and condemned.

  Nuclear weapons neither ensure security, nor do they consolidate political power, rather they are a threat to both security and political power. The events that took place in the 1990s showed that the possession of such weapons could not even safeguard a regime like the former Soviet Union. And today we see certain countries which are exposed to waves of deadly insecurity despite possessing atomic bombs.

The Islamic Republic of Iran considers the use of nuclear, chemical and similar weapons as a great and unforgivable sin. We proposed the idea of “Middle East free of nuclear weapons” and we are committed to it. This does not mean forgoing our right to peaceful use of nuclear power and production of nuclear fuel. On the basis of international laws, peaceful use of nuclear energy is a right of every country.  All should be able to employ this wholesome source of energy for various vital uses for the benefit of their country and people, without having to depend on others for exercising this right. Some Western countries, themselves possessing nuclear weapons and guilty of this illegal action, want to monopolize the production of nuclear fuel. Surreptitious moves are under way to consolidate a permanent monopoly over production and sale of nuclear fuel in centers carrying an international label but in fact within the control of a few Western countries.

  A bitter irony of our era is that the U.S. government, which possesses the largest and deadliest stockpiles of nuclear arms and other weapons of mass destruction and the only country guilty of its use, is today eager to carry the banner of opposition to nuclear proliferation. The U.S. and its Western allies have armed the usurper Zionist regime with nuclear weapons and created a major threat for this sensitive region. Yet the same deceitful group does not tolerate the peaceful use of nuclear energy by independent countries, and even opposes, with all its strength, the production of nuclear fuel for radiopharmaceuticals and other peaceful and humane purposes. Their pretext is fear of production of nuclear weapons. In the case of the Islamic Republic of Iran, they themselves know that they are lying, but lies are sanctioned by the kind of politics that is completely devoid of the slightest trace of spirituality. One who makes nuclear threats in the 21st century and does not feel ashamed, will he feel ashamed of lying?

I stress that the Islamic Republic has never been after nuclear weapons and that it will never give up the right of its people to use nuclear energy for peaceful purposes. Our motto is: “Nuclear energy for all and nuclear weapons for none.” We will insist on each of these two precepts, and we know that breaking the monopoly of certain Western countries on production of nuclear energy in the framework of the Non-Proliferation Treaty is in the interest of all independent countries, including the members of the Non-Aligned Movement.

  The Islamic Republic's successful experience in resistance against the bullying and comprehensive pressures by America and its accomplices has firmly convinced it that the resistance of a unified and firmly determined nation can overcome all enmities and hostilities and open a glorious path to its lofty goals. The comprehensive advances made by our country in the last two decades are facts for all to see, as repeatedly attested by official international observers. All this has happened under sanctions, economic pressures and propaganda campaigns by networks affiliated with America and Zionism. The sanctions, which were regarded as paralyzing by nonsensical commentators, not only did not and will not paralyze us, but have made our steps steadier, elevated our resolve and strengthened our confidence in the correctness of our analyses and the inborn capacities of our nation. We have with our own eyes repeatedly witnessed divine assistance in these challenges.

  Honored guests, I deem it necessary to speak about a very important issue, which though related to our region has dimensions extending far beyond it and which has influenced global policies for several decades. This issue is the agonizing issue of Palestine. The summary of this matter is that on the basis of a horrible Western plot and under the direction of England in the 1940s, an independent country with a clear historical identity called “Palestine” has been taken away from its people through the use of weapons, killings and deception and has been given to a group of people the majority of whom are immigrants from European countries. This great usurpation – which at the outset was accompanied with massacres of defenseless people in towns and villages and their expulsion from their homes and homeland to bordering countries – has continued for more than six decades with similar crimes and continues to this very day. This is one of the most important issues of the human community.

Political and military leaders of the usurping Zionist regime have not avoided any crimes during this time: from killing the people, destroying their homes and farms and arresting and torturing men and women and even their children, to humiliating and insulting that nation and trying to destroy it in order to digest it in the haraam-eating stomach of the Zionist regime, to attacking their refugee camps in Palestine itself and in the neighboring countries where millions of refugees live. Such names as Sabra and Shatila, Qana and Deir Yasin have been etched in the history of our region with the blood of the oppressed Palestinian people.

  Even now after 65 years the same kind of crimes marks the treatment of Palestinians remaining in the occupied territories by the ferocious Zionist wolves. They commit new crimes one after the other and create new crises for the region. Hardly a day passes without reports of murder, injury and arrests of the youth who stand up to defend their homeland and their honor and protest against the destruction of their farms and homes. The Zionist regime, which has carried out assassinations and caused conflicts and crimes for decades by waging disastrous wars, killing people, occupying Arab territories and organizing state terror in the region and in the world, labels the Palestinian people as “terrorists”, the people who have stood up to fight for their rights. And the media networks which belong to Zionism and many of the Western and mercenary media repeat this great lie in violation of ethical values and journalistic commitment, and the political leaders who claim to defend human rights have closed their eyes on all these crimes and support that criminal regime shamelessly and boldly and assume the role of their advocates.

Our standpoint is that Palestine belongs to the Palestinians and that continuing its occupation is a great and intolerable injustice and a major threat to global peace and security. All solutions suggested and followed up by the Westerners and their affiliates for “resolving the problem of Palestine” have been wrong and unsuccessful, and it will remain so in the future. We have put forth a just and entirely democratic solution. All the Palestinians – both the current citizens of Palestine and those who have been forced to immigrate to other countries but have preserved their Palestinian identity, including Muslims, Christians and Jews – should take part in a carefully supervised and confidence-building referendum and chose the political system of their country, and all the Palestinians who have suffered from years of exile should return to their country and take part in this referendum and then help draft a Constitution and hold elections. Peace will then be established.

  Now I would like to give a benevolent piece of advice to American politicians who always stood up to defend and support the Zionist regime. So far, this regime has created countless problems for you. It has presented a hateful image of you to the regional peoples, and it has made you look like an accomplice in the crimes of the usurping Zionists. The material and moral costs borne by the American government and people on account of this are staggering, and if this continues, the costs might become even heavier in the future. Think about the Islamic Republic's proposal of a referendum and with a courageous decision, rescue yourselves from the current impossible situation. Undoubtedly, the people of the region and all free-thinkers across the world will welcome this measure.

  Honorable guests, now I would like to return to my initial point. Global conditions are sensitive and the world is passing through a crucial historical juncture.  It is anticipated that a new order shall be born. The Non-Aligned Movement, which includes almost two-thirds of the world community, can play a major role in shaping that future. The holding of this major conference in Tehran is itself a significant event to be taken into consideration. By pooling our resources and capacities, we members of this movement can create a new historic and lasting role towards rescuing the world from insecurity, war and hegemony.

This goal can be achieved only through our comprehensive cooperation with each other. There are among us quite a few countries that are very wealthy and countries that enjoy international influence. It is completely possible to find solutions for problems through economic and media cooperation and through passing on experiences that help us improve and make progress. We need to strengthen our determination. We need to remain faithful to our goals. We should not fear the bullying powers when they frown at us, nor should we become happy when they smile at us. We should consider the will of God and the laws of creation as our support. We should learn lessons from what happened to the communist camp two decades ago and from the failure of the policies of so-called “Western liberal democracy” at the present time, whose signs can be seen by everybody in the streets of European countries and America and in the insoluble economic problems of these countries. And finally, we should consider the Islamic Awakening in the region and the fall of the dictatorships in North Africa, which were dependent on America and were accomplices to the Zionist regime, as a great opportunity. We can help improve the “political productivity” of the Non-Aligned Movement in global governance. We can prepare a historic document aimed to bring about a change in this governance and to provide for its administrative tools.  We can plan for effective economic cooperation and define paradigms for cultural relationships among ourselves. Undoubtedly, establishing an active and motivated secretariat for this organization will be a great and significant help in  achieving these goals.

Thank you


ن : آرش
ت : 10 شهریور 1391
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.