X
تبلیغات
رایتل
نظم نوین جهانی (New World Order)

از جمله توقیع شریفى که به خط حضرت ولى عصر(عج) به دست عثمان بن سعید عمرى از ناحیه مقدّسه صادر شده است، نامه‏اى است که داراى مضامین عالى در زمینه غیبت و زایل کننده هر نوع شک و شبهه مى‏باشد و ما را به پیمودن صراط مستقیم و عدم تمایل به چپ و راست رهنمون مى‏شود.


لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید


علامه مجلسى از کتاب «احتجاج» از شیخ موثوق ابوعمر عامرى - رحمة الله علیه - روایت مى‏کند که: «ابن ابى غانم قزوینى و جماعتى از شیعیان درباره فرزند امام حسن عسکری علیه السلام گفتگو نمودند. ابن ابى غانم عقیده داشت که حضرت عسکرى علیه السلام رحلت فرمود و اولادى نداشت. سپس آنها نامه‏اى در این خصوص نوشتند و به ناحیه مقدسه فرستادند (تا وکلاى حضرت به آستان مقدسش برسانند) و در آن نامه نوشتند که ما بر سر این موضوع کشمکش نموده‏ایم.

جواب نامه آنها، به خط آن حضرت (صلوات الله علیه) به این مضمون صادر شد:

«بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند ما و شما را از فتنه‏ها حفظ نماید، به ما و شما روح یقین عنایت فرماید، ما و شما را از سوء خاتمه و بدى بازگشت محافظت نماید.

به ما رسیده است که جماعتى در دین خود دچار تردید شده‏اند و در مورد صاحبان امر خود به شک و تردید افتاده‏اند، این خبر ما را به غصه و اندوه واداشته است. این غم و اندوه‏ها، به جهت شماست نه براى خود ما، و تأسف و تأثر ما صرفاً به خاطر شماست نه ما؛ زیرا خداوند با ماست، دیگر نیازى به غیر او نداریم. حق با ماست، و هر کس از ما دورى گزیند ما را به وحشت نمى‏اندازد. ما اثر صنع خداییم و مردم به طفیل وجود ما، موجود گشته‏اند. شما را چه شده که در وادى ضلالت حیران و سرگردان شده‏اید؟ مگر نشنیده‏اید که خداى تبارک و تعالى مى‏فرماید:

«یا ایهاالذین آمنوا اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولى الامر منکم»(1)؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر و «اولى الامر» که از شما است، اطاعت کنید.

مگر از اخبار و احادیثى که در رابطه با امامان گذشته و باز مانده از آنها به شما رسیده است، آگاهى ندارید؟ مگر نمى‏دانید که چه سرنوشتى براى امامان، تعیین شده و قبلاً به شما نرسیده است؟ مگر نمى‏بینید که خداوند چه مشعل‌هایى براى هدایت شما برافروخته؟ و چه پناهگاه‌هایى براى شما تأمین ساخته است؟ که از روزگار آدم ابوالبشر تا به عهد امام پیشین - پدرم امام حسن عسکرى - هرگاه علمى (2) ناپدید شده، علمى ظاهر شده است؛ و هرگاه ستاره‏اى غروب کرده، ستاره‏اى طلوع نموده است .

پس هنگامى که پدرم درگذشت، خیال کردید که خداوند دین خود را باطل خواهد ساخت؟! و رابطه خود را با بندگانش قطع خواهد کرد؟! نه! هرگز چنین چیزى نیست و تا روز رستاخیز چنین چیزى اتفاق نخواهد افتاد، تا على رغم اکراه شما، امر خدا ظاهر گردد.

پدرم بر شیوه پدران بزرگوارش گام برداشت و سرانجام سعادتمند از این جهان دیده برتافت، اما دانش او پیش ماست، و وصیت او بر ماست. اخلاق او و جانشینى با ماست. هرگز کسى در این منصب با ما به نزاع بر نمى‏خیزد، جز این که ستمگر و تبهکار باشد! و جز ما کسى چنین ادعایى نمى‏کند، مگر این که کافر و ملحد باشد.

اگر مشیت خدا نبود - که امر او هرگز مغلوب نمى‏شود و راز او هرگز بر ملا نمى‏گردد - حق ما را آشکار مى‏ساخت و دل‌هاى شما را روشنى مى‏داد و هرگونه شک و تردید را از دل شما مى‏زدود. ولیکن آنچه او بخواهد همان خواهد شد و براى هر اجلى، کتاب هست.(هر چیزى در لوح محفوظ مرقوم است).

پس، از خدا بترسید و تسلیم ما شوید، کارها را به ما واگذار کنید و به ما باز گردانید، تا آنچنان که به ما دستور است به شما دستور صادر کنیم. آنچه از شما پوشیده شده، در صدد کشف آن برنیایید. از راه راست منحرف نشوید و به راه چپ نگرایید، اعتدال خود را در محبت ما بر اساس سنت روشن پیامبر صلی الله علیه و آله قرار دهید که من شما را خیر خواهى نمودم، خداى بر من و شما گواه است .

اگر علاقه ما به ارشاد و اصلاح و محبت به شما نبود، از شما روى برتافته، به وظیفه خود که نبرد با ستمگر سرکش گمراه است، مى‏پرداختیم.

ستمگر طغیانگرى که با خداى خود به ستیز برخاسته ادعاهاى ناروا نموده، حق امام واجب الاطاعة خود را انکار کرده، حق مرا به ستم غصب نموده‏اند، در صورتى که در من، شباهتى از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و پیروى نیکو از آن الگوى الهى است. که نادان به دنبال جهالت خود سقوط نموده، کافران به زودى خواهند فهمید که جهان جاویدان از آن کیست؟ خداوند ما و شما را به رحمت خود از خطرها، بلاها، بدی‌ها و ناملایمات حفظ کند، که او ولى رحمت است و بر آنچه که بخواهد توانا است. و او ولى و حافظ ما و شما است و سلام، رحمت و برکات خدا بر همه اوصیاء و مؤمنان باد.» (3)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- سوره نساء، آیه 53.

2- علم: پرچم.

3- بحارالانوار، ج 53، باب توقیعات، حدیث 9، ص 178/ الغیبه، ص 285، ج 245/ الاحتجاج، ج 2، ص 7 - 466، (این حدیث با استفاده از «روزگار رهایى» ترجمه شده است).

منبع:

مهدى موعود، ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار ، قدیم

(6 جلد 5 - 53 جدید) صص/283 - 287.


ن : آرش
ت : 8 شهریور 1391
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.